امام, كودكان, نگاهى دوباره (3)
(1166 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(239 بار خوانده شده است)
[1]امام, كودكان, نگاهى دوباره (3)
86/2/3
گامهاى تربيت عملى:
از روزهاى آغازيـن زندگـى و از بدو تـولد تربيت آغاز مـى شـود و اوليـن گـامها در ايـن مسيـر بـرداشته مـى شـود.
1) برداشتن كام نوزاد
درست از زمانـى كه بچه شروع به تغذيه مـى كند, مستحب است كام او با تربت امام حسين(ع) يا يكى از ائمه معصوم برداشته شـود. ايـن به معناى آن است كه القاى تـولى و وجـود روحيه معنوى, همراه با غذاى كـودك صـورت پذيـرد. ايـن اوليـن گـام تربيت است.
2) گفتن اذان و اقامه
برخلاف پنداشت برخى از افراد, كـودك از همان ابتدا متـوجه اوضاع و احـوال است و از صـداها تإثير مـى پذيرد. چه خـوب است اوليـن آوايى كه مى شنود, آهنگ ملكـوت باشد و كلامى گوش او را بنوازد كه خط مشى سعادتـش را ترسيـم كند. از ايـن رو است كه در رهنمـودهاى دينى بر گفتـن اذان و اقامه در گوش كودك تإكيد بسيار شده است.
كـودكى كه شهادت به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر و امامت امامان را مى شنـود و با آهنگ وحـى آشنا است, كمتر در معرض آلـودگيها و انحـرافات قرار مـى گيرد. او از روحـى لطيف تر و دلـى آرامتـر در بـرابـر فـراميـن الهى بـرخـوردار است.
از امام صادق(ع) نقل شد كه پيامبر فرمود: ((مـن ولد له مـولـود فليـوذن فى اذنه اليمنـى باذان الصلـوه وليقـم فـى اذنه اليسرى فانها عصمه مـن الشيطان الرجيـم و الافراع له(10); كسى كه داراى فرزندى شد, بايد در گوش راست او اذان نماز و در گوش چپـش اقامه بگـويـد. اذان و اقامه مانعى در بـرابـر شيطان است.)) در رساله عمليه امام خمينـى نيز به ايـن امر مهم اشاره شده است. آنجا كه در مسإله 916 مى فرمايند:
((مستحب است در روز اولـى كه بچه به دنيا مـىآيـد, يـا پيـش از آنكه بنـد نافـش بيفتـد, در گـوش راست او اذان, و در گـوش چپـش اقامه بگويند.))
3) نام نيك
از گامهاى تـربيت و از جمله حقـوقـى كه فرزنـد بـر پـدر و مادر دارد, انتخـاب نام بامعنا, زيبـا و نيك است. نام در همه مـراحل زنـدگى همراه انسان است و شخصيت خانـوادگـى او را نشان مـى دهد. خجسته است نام كـودك از اسامى شخصيتهاى نمونه و مفاهيـم عميق و پرمعنا انتخاب شـود. اگر نام شخصيتهاى مذهبى و الگوهاى موفق را بر كـودك بنهند, خاطرات موفقيتها, رشادتها و درسهاى عملى زندگى آنها همـواره در خاطر فرد تداعى مى شـود و كـودك به احترام نامى كه دارد, مورد تكريـم قرار مى گيرد. يكى از ياران حضرت امام نقل مـى كند: ((در زمستان سال 63 خداوند فرزند دخترى به اينجانب عطا فرمـود. چند روز بعد از تـولد, مادرش او را به بيت معظم له آورد و ... (امام) با تبسـم و نشاط كـم سابقه اذن دخول دادند, قبل از آنكه سخنى بگويم, فرمودند:
بچه خـودتان است؟ عرض كردم: بله! بلافاصله دو دستشان را به علامت تحـويل كـودك جلـو آوردند و همزمان پرسيدنـد: دختر است يا پسر؟ عرض كردم: دختر است. او را در آغوش گرفتنـد و صورت به صـورت او گذاشتند و پيشانى او را بـوسيدند و در ايـن حال فرمـودند: دختر خيلى خوب است. دختر خيلى خـوب است. دختـر خيلـى خـوب است! و در مورد اسمـش فرمودند: فاطمه خيلى خوب است. فاطمه خيلى خـوب است. فاطمه خيلـى خـوب است.)) بار ديگر كه يار امام, صاحب فرزند پسر مى شـود, امام در مـورد نام او مى فرمايد: ((از على بهتر چى؟ على باشـد.))(11) رفتار و كـردار حضـرت امام, آدمـى را به ياد سيره اهل بيت مـى انـدازد. شيـوه بـرخـورد آن بزرگـوار در ابعاد مختلف زنـدگـانـى پـرتـوى از نـور درخشـان آن اختـران تـابنــاك است.
سكـونى مى گويد: ((دخلت على ابى عبدالله و انا مغموم مكروب. فقال لى: يا سكونى! ما غمك؟ فقلت ولدت لى ابنه. فقال يا سكـونى علـى الارض ثقلها و علـى الله رزقها, تعيـش فـى غير اجلك و تإكل مـن غيـر رزقك فسـرى و الله عنـى فقال: ما سميتها؟ قلت فاطمه. قال: آه آه آه ثـم وضع يـده علـى جبهته الـى ان قال: اما اذا سميتها فاطمه فلا تسبها و لا تلعنها و لا تضربها(12); در حالـى كه غمگيـن و محزون بودم, به خدمت امام صادق(ع) رسيدم. امام از مـن پرسيد: اى سكـونـى! چـرا انـدوهگينـى؟ عرض كـردم: صاحب دختـرى شـده ام.
امام فرمود: اى سكونى! سنگينى اش بر زميـن است و روزيـش بر خدا; عمـرش از تـو جـدا و روزى كه مـى خـورد, غيـر از روزى تــو است.
[سكـونى گـويد]: به خدا سـوگند حزن و اندوه از مـن رخت بر بست.
سپـس امـام فـرمـود: او را چه نـاميـده اى؟ عرض كـردم: فــاطمه.
حضرت فرمـود: آه, آه, آه. آن گاه دست خـود را بر پيشانـى نهاد. سپـس فرمـود: حال كه او را فاطمه ناميـدى, هرگز دشنامـش مـده و نفرينـش مكـن و او را مزن.)) نكته اى كه در موارد فـوق مورد نظر است و بايد به آن تـوجه داشت, ايـن است كه فرزند موهبت گرانقدر الهى است و نبايـد پسر يا دختر بـودن او در اعمال تربيت صحيح و تـوجه و محبت والديـن تإثير بگذارد. مهم چگونگى تربيتى است كه انجام مى گيرد. هر چه روان شناسى كودك را بهتر بدانيـم, سريعتر و آسـانتـر به اهـداف تـربيت دست خـواهيـم يـافت.
مراحل رشد
بنا به تقسيـم بنـدى كه در روايتـى از پيامبـر گرامـى اسلام حضرت محمد(ص) آمده است, مراحل رشـد به سه دوران تقسيـم مـى شـود: هفت سال اول, دوران سيـادت, هفت سـال دوم, دوران آمـوزش و هفت سـال سـوم, دوره وزارت.(13) در دوران سيـادت كـودك بـايـد تـدابيـرى انـديشيـد كه با دوره هاى بعدى متفاوت است و آن گـونه كه از نام آن پيدا است, مرحله آقايى و سيادت كـودك است. اين زمان بهتريـن و مناسبتـريـن وقت اثرگذارى در عقل و انـديشه و روح انسان است.
از نظر مذهبى نيز بذر هويت دينى و معنوى انسان در كـودكى كاشته مى شود, اما القاى مفاهيـم اخلاقى و مذهبى و فرهنگى ـ با توجه به حساسيت ايـن دوران ـ نبايد با شيـوه هاى مستقيـم و خشك آمـوزشـى صـورت پذيرد, بلكه بايد در قالبى شيريـن و با محتـوايى كودكانه انجام گيرد. ايـن موقعيت زمانى نيست كه كودك را وادار به انجام اصـول تربيتى كنند, بلكه بايد با شيوه غير مستقيـم و جذاب وضعى را ايجـاد كـرد تـا عملا از آمـوزشها تصـويـربـردارى كند.
در سيـره عملـى حضـرت امـام ايـن نكته به وضـوح ديـده مـى شـود. همسـر بزرگـوار ايشان بيان مـى كننـد: ((روحيه امام و حـركتها و صحبتهايشان بر بچه ها بسيار اثر مـى گذاشت; به خصـوص ديانت ايشان بسيار مـوثر بـود. بچه هاى من خيلـى متدينند و مـن از ايـن بابت شاكر به درگاه خدايم و مى دانـم كه همه اينها اثر وجود آقا است.
برخـورد و رفتار و ديانت و تقـواى ايشان بـر مـن نيز اثر داشته است, اما از نظر اخلاقـى بـر بچه هايـم بيشتر اثر گذاشته انـد ... .(14))) خانـم صديقه مصطفـوى, فرزند امام مى گـويد: ((مـن از نه سالگـى ايشان را تشخيص دادم. يادم است از بچگـى خيلـى كـم خـواب بـودم. چنديـن بار وسط شب بيدار مـى شـدم و مكرر نماز شب آقا را مى ديدم. خيلى از شبها مهتاب بود و مـن در مهتاب اشك چشم آقا را مى ديدم و ايـن براى مـن خيلى عجيب بود.(15))) فرزند ديگر امام, خانـم فريده مصطفـوى
[ بازگشت به سیمای پیامبر [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]