اروپا، تعاملات فرهنگى، و نهضت ترجمه علوم اسلامى (7)
(921 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (210 بار خوانده شده است)
اروپا، تعاملات فرهنگى، و نهضت ترجمه علوم اسلامى (7) 86/2/3 3 - هوگ سانتالايى (اوگو دوسانتالا :(Ogo de Santoela احتمالا او در سانتالا در شمال غربى اسپانيا به دنيا آمده بود. وى در نجوم و كيميا سررشته داشت و از سال1119 تا 1151 م در خدمت اسقف طرسونه (Tarasona) - از شهرهاى اسپانيا - مىزيست. ظاهرا او با دارالترجمه شهر طليطله رابطهاى نداشت. ترجمههاى او شامل ده اثر بيشتر در نجوم و كيمياست. از جمله آنهاستشرح بيرونى بر كتاب نجوم بتانى، كتاب المواليد ماشاءالله منجم، صد كلمه بطلميوس و قديمترين ترجمه لاتينى در باب كيميا از كتابى موسوم به لوح زبرجد. (39) گذشته از مترجمان اسپانيايى نژاد برخى از مترجمان خارجى نيز در حوزه اسپانيا فعاليت داشتند كه مهمترين آنان عبارتند از: - رابرت چسترى :(Robert of Chester) او رياضيدان و منجم و كيمياگرى از انگلستان بود كه در حدود 1141-1147 م در اسپانيا به سر مىبرد و از1147-1150 م در لندن بود. ترجمههاى او از آثار اسلامى شامل هفت كتاب است كه مهمترين آنها عبارتند از: ترجمه كتاب جبر و مقابله خوارزمى (اولين ترجمه) در سال 1145 م كه آغازگرد مطالعات علم جبر در اروپا بود و درباره اهميت ترجمه اين كتاب قبلا سخن گفته شد. از ديگر آثار وى صناعة الاحكام كندى، رسالهاى در اسطرلاب منسوب به بطلميوس، ترجمه كتاب تركيب كيميا است. او همچنين نخستين ترجمه لاتينى قرآن را به درخواست پير معزز و با همكارى هرمان دالماتيايى در 1141م آغاز و در1143 م به اتمام رسانيد. (40) - هرمان دالماتيايى (Hermanus Dalmata : (هرمانوس دالماتيا) او در پاريس تحصيل كرد و از 1138-1142 م در اسپانيا بود. از آثار مهم او ترجمه رسالهاى از سهلبن بشر در نجوم، ترجمه زيجخوارزمى، كتاب المدخل، ابومعشر بلخى و تسطيح الاكر بطلميوس و شرح آن از مسلمه مجريطى بود. او همزمان با ترجمه قرآن كه با همكارى رابرت چسترى انجام داد دو رساله بر ضد اسلام به نامهاى امت اسلام و آيين محمدى نوشت. (41) - پلاتوى تيوولى (Plato of Tivol) (افلاطون تيوولى رياضيدان و منجم ايتاليايى بود كه از سال 1134 تا 1145 در بارسلون (Barcelona) مىزيست از آثار ترجمهاى اوست: زيجبتانى، كتاب الاربعه بطلميوس (از متن عربى اين كتاب اولين اثر ترجمه شده از آثار بطلميوس از عربى بود) و اعمال الهندسه ابراهيمبن برحبه، كتاب اسطرلاب ابن صفار و چند رساله ديگر در نجوم از ابنخياط و ابن خصيب. (42) - رودولف بروگسى :(Rudolf of Bruges) منجم فلاماندى و شاگردان هرمان دالماتيايى بود كه شرح مسلمه مجريطى بر كتاب بطلميوس و كتاب اسطرلاب او را ترجمه كرد. (43) - گرارد كريمونايى :(Gerard of Cremona) (گرهارد ژرارد) او نيز ايتاليايى بود كه مدت زيادى در اسپانيا زيست و از بزرگترين مترجمان حوزه اسپانيا و شايد در همه اعصار بود. از 1114 م تا1187 م بود در اسپانيا فعاليت داشت. گفتهاند كه او علاقه زيادى به كتاب المجسطى داشت كه خوانندگان مسيحى به آن دسترسى نداشتند. اين امر او را به طليطله كشانيد و هنگامى كه به آن جا رسيد و فراوانى آثار مربوط به هر موضوعى را به عربى موجود ديد. از كمبود كتاب كه خوانندگان لاتينى از آن رنج مىبردند احساس تاسف كرد و از اينرو به آموختن زبان عربى و ترجمه آثار مذكور روى آورد. پس به بررسى همه آثار اسلامى پرداخت و بهترين موضوع را برگزيد و تا پايان عمرش در1187 م همه نيروى خود را صرف ترجمه اين كتابها كرد. همه فعاليت او و شاگردانش در طليطله كه بهترين مكان براى اين كار بود صورت گرفت. او در شاخههاى مختلف علوم و اكثر آثار نويسندگان يونانى كه نسخههاى عربى آنها موجود بود كار كرد. وسعت كار او اين توهم را ايجاد مىكند كه او رهبر نهضت ترجمه طليطله بود. آثار ترجمهاى او از عربى به لاتينى به87 عنوان بالغ مىشد كه شامل تعدادى از آثار ارسطو (از عربى) و آثارى از دانشمندان مكتب ارسطو از مسلمان و يهودى است و نيز برخى از ارزندهترين آثار رياضى و نجومى و فيزيكى از آثار يونانى و اسلامى و نيز تعداد زيادى از آثار جالينوس كه توسط حنينبن اسحق به عربى ترجمه شده بود. اما ترجمههاى او از متون اصيل اسلامى كه بيش از نيمى از آثار او را شامل مىشد در موضوعات مختلف رياضيات، نجوم، فلسفه و طب بود. آثار او عبارتند از: در نجوم اصلاح المجسطى جابربن افلح اشبيلى، زيج زرقالى، سه رساله از ثابتبن قره، جوامع علم النجوم فرغانى، زيج جيهانى و كتابها و رسائل متعدد ديگر از دانشمندان اسلامى چون ماشاءالله منجم و فضلبن نوبخت. آثار او در رياضيات شامل: كتاب جبر و مقابله خوارزمى، آثار بنى موسى، اعمال الهندسه (از مؤلفى نامعلوم) و شروحى بر آثار اقليدسى از دانشمندان اسلامى. (44) كار او در طب، گذشته از آثار متعدد يونانى، آثار ارزندهاى از طب اسلامى را شامل مىشد نظير مجموعه آثار زكرياى رازى (الحاوى طب المنصورى، ما يحضره الطبيب، اوجاع المفاصل)، كتاب التصريف (جراحى) ابوالقاسم زهراوى، القانون ابنسينا و آثارى در داروشناسى از الكندى، ابن وافد، ابن سرابيون و ابن ماسويه. (45) آثار او در فلسفه اسلامى شامل شرح فارابى بر كتاب ارسطو، و احصاءالعلوم او، چهار اثر از الكندى و كتاب حنينبن اسحق بود. اهميت كار او در فلسفه بيشتر در ترجمه آثار يونانى و ارسطويى از عربى به لاتينى بود. او همچنين كتابهايى از الكندى، ثابتبن قره و ابن هيثم در زمينه فيزيك و كتابهايى از جابربن حيان و زكرياى رازى در زمينه كيميا و شيمى ترجمه كرد. (46) اثر شگرفى كه فعاليت گسترده گرهارد در نهضت علمى اروپا گذاشتبه وسيله هيچ يك از مترجمان همعصر او و مترجمان سدههاى بعدى پديد نيامد و تجديد نشد. فعاليت او از جهت گستردگى همانند كار كنستانتين افريقى در مكتب سيسيل بود.