اروپا، تعاملات فرهنگى، و نهضت ترجمه علوم اسلامى (پایانی)
(1014 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(200 بار خوانده شده است)
[1]اروپا، تعاملات فرهنگى، و نهضت ترجمه علوم اسلامى (پایانی)
86/2/5
ترجمههاى فراوان او از عربى به عبرى تحولى عظيم در پزشكى اروپا پديد آورد. به نظر مىرسد او به زبان لاتينى چندان آشنايى نداشت و در تصحيح متون از شاگردش اوتو بهره مىگرفت. مهمترين آثار ترجمهاى او عبارتند از: بخش بزرگى از كتاب الملكى نوشته علىبن عباس اهوازى (مجوسى)، كتاب زادالمسافر ابن جزار رساله چشم پزشكى از حنينبن اسحق و رسالات متعددى از اسحق اسرائيلى. همچنين كتاب كامل الصناعة علىبن عباس كه به لاتينى به نام Liber Regius شهرت يافت. ترجمه كتاب الملكى گشايشى در طب اروپايى بود. ظاهرا اين نخستين شرح واضع علم طب عمومى بود. ترجمه رسالههاى مختلف و كتب بسيارى از آثار يونانيان و دانشمندان اسلامى نيز بدو منسوب است كه تعداد دقيق آثار ترجمهاى او معلوم نيست. (55)
پيشتر تصور مىشد كه در بين آثار كنستانتين نسخههايى هم متعلق به خود اوست در صورتى كه اين موضوع حقيقت ندارد. منشا اين مطلب آن بود كه او بيشتر نوشتههاى خود را بدون ذكر اين كه آنها ترجمه كتابهاى ديگران است ارائه كرده است. او تمام نامهاى عربى و آنچه كه احتمال داشت هويت كار او را مشخص كند از متن كتابها حذف مىكرد و يا اين كه نام خودش را به جاى آن مىنوشت. او فقط برخى از نوشتههاى بقراط و جالينوس را كه ترجمه آنها در كتابهاى حنينبن اسحاق بود به نام خود ثبت نكرد. (56)
اين مساله زمانى آشكار شد كه اصل عربى كتابهاى مذكور پيدا شد. استفان لهباروى و ديمتريوس سيسيلى اولين كسانى بودند كه به اين موضوع كه او كتاب شفاء العيون حنينبن اسحق را به نام Deoclis و كتاب زادالمسافر ابن جزار را به نام Vitigum به خود نسبت داده بود پى بردند. پس از چندى معلوم شد كه او كتاب دستور غذا و داروشناسى و ترجمه اثرى از اسحق يورانيوس را نيز به خود نسبت داده است و كتاب جراحى او ترجمه كتاب علىبن عباس و كتاب شيمى او متعلق به زكرياى رازى است. (57)
- آدلارد باثى :(Adelard of Bath) تاريخ دقيق تولد او معلوم نيست و احتمالا در 1070 م بوده است. او مدنى در نرماندى و كرانههاى لوار (فرانسه) زندگى كرد در بين سالهاى 1104-1107 م به سوى سالرنو عزيمت كرد و در پى آن اقامتى هم در سيسيل داشت. به اين طريق او به مترجمان حوزه سيسيل مربوط است. او سپس به مشرق سفر كرد و مدتى در انطاكيه و بعد طرسوس اقامت گزيد. آثارى به لاتينى نوشت. اما مهمترين كار وى آثارى است كه از عربى ترجمه كرده است. مهمترين كارهاى او در رياضيات بود; از جمله اين آثار ترجمه زيجخوارزمى به تصحيح مسلمه مجريطى است كه شامل جداول جيبها و سينوسهاست و از اين طريق مثلثات اسلامى به اروپا راه يافت. ديگر كتاب مقدمات حساب خوارزمى بود و همچنين پانزده مقاله اصول اقليدسى از عربى كه قديمترين ترجمه اين اثر است. يكى از آخرين آثار او ترجمه رسالهاى است در باب اسطرلاب. (58)
- استفان انطاكى (استفانودى پيزا) :(Stephan of Antioch) او در پيزا به دنيا آمد و در سالرنو به تحصيل پرداخت. در حدود 1120 م به انظاكيه رفت. پزشك ايتاليايى و از مترجمان عربى به لاتينى بود. در حدود 1120 م ترجمه كامل كتاب الملكى علىبن عباس اهوازى را به اتمام رسانيد كه قسمتهايى از آن توسط كنستانتين ترجمه شده بود. اهميت كار او افزودن واژهنامهاى به انتهاى كتاب بود.او همچنين نسخهاى از كتاب المامونى فى الطب را ترجمه كرد. آثار ترجمه شده او از متون يونانى و كهن از عربى به لاتين بسيار بود. (59)
در حوزه سيسيل مترجمان بسيار ديگرى به كار ترجمه آثار عربى اسلامى مشغول بودند كه اهميت كار آنان از افراد مذكور كمتر بود. گذشته از ترجمه متون علمى، انتقال شفاهى مباحث علمى در غالب مطالب درسى و جلسات آموزشى با گسترش بسيار انجام مىشد. آنچه در اين جا در باب نهضت ترجمه متون بيان شد تنها مربوط به فعاليت اين نهضت در قرن دوازدهم ميلادى است كه دوره اوج و شكوفايى آن بوده است. اين نهضت كم و بيش تا قرن شانزدهم ادامه يافت كه در طى آن آثار فلسفى اسلامى نيز ترجمه شد. با ظهور صنعت چاپ از قرن پانزدهم به بعد كتابهاى ترجمه شده بارها چاپ و منتشر شد و برخى از آنها به صورت كتابهاى درسى در دانشگاههاى اروپا تدريس مىشد. كتاب القانون ابنسينا نخستين اثرى بود كه در قرن پانزدهم چاپ شد و پس از آن تا قرن هفدهم چندين بار تجديد چاپ شد.
بدينترتيب اصول و مبانى علوم جديد از رهگذر تمدن اسلامى دوباره به اروپا راه يافت و اساس مطالعات علمى دانشمندان غربى گرديد و نهضت علمى و رنسانس فكرى اروپا تحت تاثير اين تمدن و بهرهگيرى از علوم اسلامى و عربى پديد آمد. با نگاهى كوتاه به زمينه فعاليتهاى مترجمان براحتى مىتوان دريافت كه تمدن اسلامى فقط نقش واسطه و انتقالدهنده علوم گذشته به حال را نداشتبلكه از سهم بزرگى در پيشبرد علوم و مطالعات و تحقيقات علمى برخوردار بوده در ميان آثار ترجمه شده از عربى - چنانچه بتفصيل بيان شد - شرحها و تفصيلها و تهذيبهاى فراوانى بر آثار علمى گذشتگان وجود داشت كه حاكى از اين است كه دانشمندان مسلمان به نقد و بررسى اين آثار پرداخته بودند. آنان بسيارى از تاليفات يونانيان در باب هيئت و نجوم را رد و تصحيح كردند و اساس هيئتبطلميوسى را متزلزل ساختند. و اين نتيجه چند قرن تحقيق و مطالعه مسلمانان بود كه در طى نهضت ترجمه به اروپا انتقال يافت. اينها جداى از آثار اصيل علمى و پژوهشى دانشمندان اسلامى بود كه به دست اروپاييان رسيد. اروپا با دستيابى به اين ذخاير ارزشمند فعاليتخود را آغاز كرد; اما بزودى سرچشمه آن را كه مرهونش بود به دست فراموشى سپرد گويا هيچ گاه وجود نداشته است و هنوز چند قرنى از آغاز نهضت ترجمه نگذشته بود كه اروپا يكهتاز ميدان علم و دانش گرديد و آنچه در ميانه، اين امر را تشديد مىكرد آغاز انحطاط علمى و فرهنگى مسلمانان بود.
همزمان با گسترش فعاليتهاى اروپا، نشانههاى انحطاط فرهنگى زير تاثير عوامل گوناگون چندگانه در جامعه اسلامى آشكار شد و همگام با توسعه روزافزون اروپا، گسترش و شيوع يافتبه طورى كه در اندك زمانى زمينه را براى رقيبان جديد خويش خالى گذاشت.
سايت بلاغ
[ بازگشت به سیمای پیامبر [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]