|
|
|
امام, كودكان, نگاهى دوباره (5) (736 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (214 بار خوانده شده است)  امام, كودكان, نگاهى دوباره (5) 86/2/6 نكات قابل توجه درتربيت قرآنى با تـوجه به ايـن بيان ارزشمند حضرت امام كه فرمود: تربيت بايد قـرآنـى بـاشـد, شكل و چگـونگـى پـرورش مشخص مـى شـود. اينكه تربيتـى بر پايه اصـول دينـى و نگرشهاى مذهبـى باشد و از همان ابتدا كـودك را در مسير خداخـواهى, خدادوستـى و خدامحـورى بپروراند, و كودك بياموزد جز راه ديـن مسير ديگرى سعادتبخـش او نخـواهـد بـود, قله هـاى كمـال را فتح خـواهـد نمـود. پـدر و مادر و محيط و مـدرسه هستند كه به تناسب فطرت كـودك, او را به سوى خدا يا غير خدا سـوق مى دهند, و هميـن در اثبات اهميت تربيت قرآنى كافى است. تربيت دينـى با تمام اهميتـى كه دارد, بسيار ظريف و پيچيده است و كـوچكتريـن نـدانـم كارى, اهـداف تربيت الهى را به صـورت كامل بـرآورده نمـى سازد. از آنجا كه به تعبير حضـرت امام: اسلام ديـن انسان سازى است, ديـن چـون دانشگاهـى است كه فارع التحصيلان آن به تمام معنا مدرك ((انسانيت)) را مـى گيرند; پـس بايد در ايـن امر توجه وافرى شود كه كوچكتريـن اشتباه, زيانهاى جبران ناپذيرى هـم براى فرد و هـم بـراى جامعه خـواهـد داشت. در ايـن مقام به ذكر نكـات دقيق در تـربيت قـرآنـى مـى پـردازيم. الف ـ همسانى والدين اگر پـدر و مادر, در اعتقادات همسان نباشند, هر يك الگـويـى به كـودك ارائه مى دهنـد و او را دچار سردرگمـى و سـرانجام انحـراف مـى كنند. اختلاف فكر, روح كـودك را ويران و روان او را نامتعادل مـى كند, و كسـى كه از روحيه اى طبيعى و متعادل برخـوردار نباشد, مسلما از آنچه به عنوان ارزش به او معرفى مى شود, خـواه مثبت يا منفى مى گريزد. همسر حضرت امام مى گويد: ((به طـور كلى بچه هاى مـن اخلاق و ايمان را از امام دارند, اما تسليـم بودن و سازگار بودن با همسرانشان در زندگى را از من دارند.))(24) ب ـ رفق و مدارا: هـدف تـربيت مذهبـى, سـاخته شـدن است, نه سـركـوب كردن. رسول گرانقدر اسلام در ايـن باره گفتار دلنشينى دارند كه درخـور تـوجه است: ((ان هذا الدين متيـن فاوغلـوا فيه برفق و لا تكرهوا عباده الله الـى عباد الله(25); دين مبين اسلام دينى متيـن است; پـس ديگران را با رفق و مـدارا جذب اسلام كنيد و پرستـش خـدا را بـراى بنـدگـان خـدا زشت جلـوه نـدهيـد)). متإسفانه برخى از والديـن با تعصب و بدون فكر و توجه, نه تنها در كودكان خـود نسبت به امور مذهبى رغبت و شـوق ايجاد نمى كنند, بلكه آنان را از اين ارزشها گريزان مـى سازند. مسلما ايـن گـونه رفتارها, نه فقط سازنده نيست, بلكه سـوزنـده هـم خـواهد بـود و عواقب شـومـى در بـر خـواهـد داشت كه گـاه, جبـران ناپذيـر است. خانـم زهرا مصطفـوى در خاطره اى نقل مى كند: ((حضرت امام همـواره سعى داشتند كلام حق را با ملاطفت و شيرينـى قريـن سازند. هرگز در ايـن خصـوص به عتاب متـوسل نمى شدند و عبادت خدا و انجام واجبات را در نظر ديگران سنگيـن و طاقت فرسا جلـوه گر نمـى ساختند. همسرم به جهت عادات خانـوادگى دخترم را از خـواب صبحگاهى بيدار مى كرد و به نماز وا مـى داشت. امام وقتـى از ايـن ماجرا خبردار شـدند, برايش پيغام فرستادند كه: چهره شيريـن اسلام را به مذاق بچه تلخ نكـن! ايـن كلام آنچنان مـوثـر افتاد و اثـر عميق بـر روح و جان دخترم گذاشت كه بعد از آن خـودش سفارش كرد كه هنگام اقامه نماز صبح به مـوقع بيـدارش كنيـم.(26))) و فـرزنـد ديگـر آن فـرزانه روزگار, در باره آسان جلـوه دادن مفاهيـم دينى مـى گـويد: به ما نمـى گفتنـد كه: بـايـد نمـاز بخـوانيد. خودشان از نيـم ساعت به ظهر وضو مى گرفتند و مشغول نماز خـواندن مـى شـدنـد و مـا هـم داخل حيـاط مشغول بـازى كـردن بـوديم. يك مرتبه هـم نيامدند صدا كنند كه: دخترها! بايستيد براى نماز. بياييد مـن ايستاده ام, پشت سـر مـن, يا خودتان نماز بخـوانيـد. ايشان تمام سال, اول اذان نماز مى خـواندند, ولـى يك بار هـم به ما نگفتند كه: الان دست از كارتان برداريد, مـوقع اذان است. دست از بازيتان برداريد و بايستيـد براى نماز. ولـى مـى گفتنـد: شما بايد در طول ايـن ساعت نماز بخوانيد. واى به حال كسى كه در طول ايـن ساعت نماز نخواند! آن وقت اگر نماز را نخـوانـد, بايـد از خانه بيرون برود. صبح هـم كسـى را از خـواب بيدار نمـى كردنـد و مى گفتند: خودتان اگر بيدار مـى شويد, بلند شـويد نماز بخـوانيد. اگـر بيـدار نشـديـد, مقيـد بـاشيـد كه ظهر, قبل از نماز ظهر و عصـرتـان نمـاز صبحتـان را قضـا كنيد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|