ويژگيهاى فرهنگى جامعه دينى (2)

(852 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(203 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]
ويژگيهاى فرهنگى جامعه دينى (2)
86/2/16
سومين دسته از تعاريف، متوجه ويژگيهاى شخصيتى و نوع پرورشى است كه افراد جامعه در فرهنگ خاص خود پيدا مى‏كنند و در نتيجه واكنشها و اعمال رفتار ويژه‏اى از خود نشان مى‏دهند كه با ويژگيهاى شخصيتى و اعمال و رفتار اعضاى يك فرهنگ ديگر متفاوت و گاه متضاد است. اين نوع تعاريف گاه جهت مردم‏شناسانه پيدا مى‏كند و ويژگيهاى شخصيتى فرهنگ اقوام مختلف را كه منجر به نوع خاصى از واكنشها و رفتارهايى شود مد نظر قرار مى‏دهد. (مثل فرهنگ نوع آپولونى و نوع ديونزى كه يكى شخصيت جنگجو و ديگرى شخصيت صلح‏طلب را پرورش مى‏دهد.) و گاه جهت روانكاوانه پيدا مى‏كند و در حقيقت، اين دو جنبه، از يكديگر جداناپذير است. زيرا شخصيت فرهنگى اعضاى يك فرهنگ معين عمدتا حالت ناخودآگاه دارد. سرچشمه بروز و ظهور آن واكنشهاى ناخودآگاه، ذهن انسان است و در حقيقت، شخصيت‏به صورت يك ساختار ناخودآگاه فرهنگ در فرد تجلى پيدا مى‏كند (در مواردى مى‏تواند حالت‏بيمارگونه پيدا كند و از اين تجزيه و تحليل روانكاوانه فرهنگ مطرح شده است.)
البته تعاريفى كه مورد اشارت قرار گرفت همگى فرهنگ را در معناى عام و ليت‏خود مد نظر دارد و دامنه و حد و حدود آن را بدرستى مشخص نمى‏كنند و در نهايت، حالت كلى و تجريدى پيدا مى‏كنند. در مقابل، برخى صاحبنظران بيشتر بر «خرده‏فرهنگها»، فرهنگهاى قومى، قبيله‏اى، گروهى، طبقاتى و حتى حرفه‏اى و صنفى تاكيد دارند. در واقع، در درون يك فرهنگ كل، فرهنگهاى جزء وجود دارد وهر قشر و صنف و طبقه‏اى مى‏تواند فرهنگ خاص خود را داشته باشد. منشا اين خرده‏فرهنگ، هم محيط اجتماعى هم زمينه‏هاى حرفه‏اى و شغلى و هم وضعيت اقتصادى و اجتماعى و بالاخره هم ريشه‏هاى تاريخى زندگى مشترك يك گروه يا جمع است. و مسلم است كه ويژگيهاى فرهنگى جامعه دينى را مى توان در اين چارچوب مورد مطالعه و بررسى قرار داد. در عين حال مفهوم جامعه دينى، به اندازه مفهوم فرهنگ مبهم و كشدار است و تعريف دقيق و قابل قبولى از آن ميسر نيست.
در واقع، هر جامعه كه داراى دين معين و ايدئولوژيهاى خاص باشد و بخواهد زندگى خود را در قالب آن باورها و اعتقاد و ارزشها سامان دهد و رفتارهاى خود را با آن منطبق سازد، به عنوان يك جامعه دينى تعريف مى‏شود. و اما آنچه جامعه دينى خوانده شده و بهتر است عنوان اجتماعات يا گروه دينى به آن داده شود و در غالب اديان شبيه و نظير آن وجود دارد، گروهى است كه به طور اخص شغل و حرفه و فعاليت اصلى خود را صرف امور دينى و مسائل و موضوعات مربوط به آن ساخته است و هرچند در ابتدا منشا آن تعليم و تعلم و فراگيرى مسائل و موضوعات دينى بوده، اما بتدريج نه تنها صورت و شكل يك دستگاه و سازمان را نمود گرفته، بلكه بتدريج در يك نظام سلسله مراتبى با ظاهرى متفاوت و مستقل از ساير گروهها و صنوف با لباس خاص و آداب و سنن و فرهنگ معين و شعائر ويژه، درواقع، يك گروه يا اجتماع دينى را به وجود آورده است.
در گذشته گروهها و سلكهاى متفاوتى در قلمرو دين شكل گرفته و به صورت شعب، شاخه‏ها و كانونهاى مختلف درآمده بود; مثل متصوفه، انجمنهاى اخوت، رهبانان و غيره. اين نوع صنوف و اجتماعات دينى تخصصى در اديان مختلف، اعم از اديان توحيدى (مانند يهوديت، مسيحيت و اسلام) يا اديان آسيايى، مثل بودا و هندو، سابقه‏دار و هركدام ويژگيهاى مختص به خود دارد. البته كاستهاى برهمنى هرگز يك قلمرو كشيشى در معنايى كه در مسيحيت موجود بوده نداشتند، و هيچ سازمان كليسايى قابل قياس با سازمان روحانيون مسيحى ندارند، اما بازهم وجه دينى از وجه عرفى در آن متمايز است.
به نظر مى‏رسد كه تخصص پيدا كردن در تكاليف شرعى و وظايف دينى يكى از ابتدايى‏ترين و شايعترين اشكال تقسيم كار در جامعه‏هاى انسانى بوده است. هرچند در بسيارى از جوامع حتى هنگامى كه روحانى وجود دارد، امكان دارد كه برخى وظايف مذهبى به عهده خانواده، رؤسا، نجبا، و حتى در مواردى به عهده پيرمردان يا پيرزنان قرار گرفته باشد.
نقش تخصصى در اديان مختلف
در جامعه‏هاى كم‏سواد، كاهن به عنوان فردى كه در همه جنبه‏ها و مناسك از جمله در غيب‏گويى (علم غيب) و شفا دادن مريض تخصص دارد، نمود مى‏كند. تمايزى بين فرد جادوگر و مشتريهايش، و هيات روحانى كه مناسك را از سوى كل جامعه بر دوش دارد معمولا ملاحظه مى‏شود. گرچه برخى از مناسك جمعى ممكن است‏بار جادوئيش بيشتر از تفسير دينى آن باشد. رهبران اجتماع يا گروه داخل آن نظير خاندانها يا روستاها، نيز مسؤوليتهايى از مناسك را بر عهده دارند كه ممكن است‏بدون كمك يا با كمك كهنه انجام گيرد. به علاوه، در اين جامعه‏ها، كاهن ممكن است‏بيشتر اوقات يك كشاورز روستايى باشد يا يك چوپان. ميزان تخصص در عين حال خيلى ضعيف است و كاهن به طور محسوس از بقيه اجتماع جدا نيست.
شايد در تمدنهاى كهن، سلسله مراتب كاهنان در سازمان صنفى آنها خيلى مشخصتر آشكار بود. نقش كاهنان غالبا بسيار وسيع و نه فقط شامل مناسك و مطالعه و استنساخ از متون مقدس مذهبى بود، بلكه محاسبه تقويم، نگهدارى احصائيه عمومى و حفظ و مراقبت اشياى ارزشمند كه به طور عمومى يا خصوصى به معبدهايى سپرده شده‏اند، به عهده آنان بوده.
  
[ بازگشت به سیمای پیامبر [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=1704&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=15
  [3] http://tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections