جمعه 1 آذر 1387 - 9:38   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

ويژگيهاى فرهنگى جامعه دينى (3)

(866 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(203 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر
ويژگيهاى فرهنگى جامعه دينى (3)
86/2/17
كاهنان، طبقه باسواد را تشكيل مى‏دادند كه كل يا بخشى از كارمندان ادارى حكومت را فراهم مى‏كردند. در اين نوع ساخت اجتماعى، روشن است كه كاهنان مى‏توانستند در جامعه معرف منافع گروهى خاص باشند نه خدمتگزار حكومت‏يا جامعه به طور كلى. موضع كاهنان معبد دلفى، (Delphi) در برابر دولت‏شهرهاى رقيب در يونان، قدرت عظيم قشر روحانى (مغ‏ها) در ايران باستان و منافع مسلم كاهنان در حفظ عبادات محلى در مصر فراعنه، دقيقا سه نمونه تاريخى است كه از امكان، به فعليت رسيده بود.
درك بهتر سهمى كه متخصصان دينى در قلمرو وسيع دين، بازى كرده‏اند شايد با استفاده از مبناى ديگر طبقه‏بندى تكميل شود: اول اينكه آيا نقشهاى دينى به جنسيت و تولد منسوب مى‏شده يا اينكه با صفات و خصوصيات شخصى انجام مى‏پذيرفت. دوم اينكه چه خصايص و ويژگيهايى به كارگزاران دينى منسوب مى‏شد و اين خصايص از چه نوع و به چه ميزان بوده است؟
در يهوديت، خاخام به عنوان فردى متخصص در قوانين مقدس و پيشوايى براى عبادت و مناسك شمرده مى‏شود; موقعيت او به جاى اينكه ارثى و انتسابى باشد اكتسابى است. پيغمبران قديم يهود كه دين را از بت‏پرستى قبيله‏اى به صورت يكتاپرستى درآورده اند، به نظر، به صورت رهبرانى ظاهر مى‏شوند كه نقشهاى سنتى غيب‏گويان و منجمان را به صورت جديدى كه عبارت بود از تركيب وظيفه قديم پيشگو و وظيفه جديد نقد اجتماعى و نوآور دينى انجام مى‏دادند، محققا وراثت هيچگونه سهمى در مهارت و تخصص آنها نداشت. هنگامى كه استقلال سياسى يهود از ميان رفت، نقش تسلط دينى را خاخام‏ها ايفا مى‏كردند. و اين نقش فقط به عهده برخى خانواده‏ها در جامعه بود.
هندوئيسم نيز على‏رغم جهان‏بينى برهمنى، برخى وظايف دينى را اكتسابى مى‏داند. گورو، (guru) رهبرى كه شخصا مردم را به پيروى دين خود فرامى‏خواند و مريدان را به دور خود جمع مى‏كند الزاما از كاست‏برهمن‏ها برنمى‏خيزد. او يك چهره ثابت در تاريخ هندو است.
بالاخره بايد متذكر شويم كه در كنفسيونيسم نظام انتصاب كاركنان ادارى از طريق آزمايش، در عين حال سيستمى براى اكتساب مقام رهبرى دينى بود و بدينسان، ادارى‏ها خدمتگزاران امپراتور بودند كه در عين حال مناسك كنفسيوس را نيز انجام مى‏دادند.
اكنون اگر به توزيع نقشهاى اسنادى نظرى بيفكنيم، مى‏بينيم كه پيوند دين با اجتماع، مخصوصا با اجتماع سياسى ظاهرا تا حدى با نقشهاى اسنادى همراه است.در كنفسيونيسم، گرچه اداريها موقعيت‏خود را شخصا كسب مى‏كردند اما كاهن بزرگ، خود امپراتور بود و موقعيتش اسنادى بود (مانند وضعيت‏خلافت كه جنبه تئورى از جنبه عملى آن متفاوت بود و با هم فاصله داشت; گاه به گاه «قيموميت‏بهشت‏» به جاى وارث قانونى به دست‏يك «غاصب‏» مى‏افتاد). در هندوئيسم نقش كاهن در ميان اعضاى است‏برهمن اسنادى است گرچه همه برهمن‏ها بالفعل مراسم دينى را براى ديگران انجام نمى‏دهند، ليكن همه بالقوه (به طور ارثى) داراى چنين خصلتى هستند.
مى‏توان تصور كرد كه در نظام مجردى (عدم ازدواج) صومعه‏ها كه در بودائيسم معمول است، به لحاظ نظرى اسناد و انتساب نقشهاى دينى به صورت ارثى غيرممكن بود. با اين حال، جالب است‏يادآور شويم كه كشور تبت موردى است كه در آن، راهب، بزرگترين قدرت سياسى را اعمال مى‏كرد و رئيس دولت همواره يك راهب بود، و تئورى و پنجن لاما، ( Panchen lama) هنگام تولد، به نوزاد انتقال مى‏يافت.
در اديان مسيحيت و بودايى هر كجا كه دين پيوند نزديكى با سرنوشت كشور خاصى داشته، نقش شاهان از طريق تشريفات تاجگذارى و مشابه آن، خصلت تقدس يافته و اين نقش دست كم به لحاظ نظرى اسنادى بوده است نه اكتسابى. شايد بتوان به عنوان يك قاعده كلى گفت كه: هرجا كه نقش سياسى دين برجسته و مهم باشد همانجا اسناد نقشهاى دينى از طريق وراثت اختصاص داده مى‏شود.
در رابطه با نقشهايى كه به صورت آرمانى به عنوان نقش اسنادى بدان نگريسته مى‏شود، تفاوتهايى بين جنبه نظرى و جنبه عملى آن در نقاط مختلف ملاحظه مى‏شود. تفاوت ميان وجه نظرى و عملى را در مورد نقشهاى اكتسابى نيز مى‏توان ملاحظه كرد. به طور كلى، هرگاه در جهت‏خلاف تئورى موجود، در عمل يك نقش اسنادى وجود داشته باشد اين امر به خاطر تاثيرى است كه قشربندى اجتماعى بر نقشهاى غيردينى داشته است. درست است كه نقشهاى دينى قدرت مى‏آفرينند، اما مردان مقتدر تمايل دارند كه اين قدرت را به خود اختصاص دهند، درست مانند هدفهاى ثروت‏اندوزى در قدرت سياسى و سياست مقتدر كه سعى دارد موقعيت‏خود را با ثروت تثبيت كند. حتى در نظام صومعه‏هاى مجردى، تمايل به تثبيت‏يا حفظ پايگاههاى اجتماعى يك خانواده معين ممكن است‏به يك عنصر نيرومند اسناد نقشهاى دينى تبديل شود. رهبران دينى در سلسله مراتب كليسا، به صورت گرايشى از قشر بالاى جامعه برمى‏خيزد. با اين حال، سازمان صنفى كشيشان يا راهبها و مدارس علميه ممكن است تا حدودى در مقابل اين فشار روشنفكران غيردينى مقاومت كنند. چنانكه انتخاب پاپها در تاريخ مسيحيت چنين سرنوشتى داشته است. به علاوه، تاثير قدرت و ثروت از منشا غير دينى ظاهرا در آن نوع نقشهاى دينى كه عنصر نوآورى و حتى طغيان در آنها وجود دارد (مانند نقشهاى فرقه‏هاى مسيحى و راهبهاى بودايى سيار كه صورت تازه‏اى از عقيده را ترويج مى‏كند) و ممكن است كمتر احساس شود. اين طور نتيجه‏گيرى كنيم كه گرچه اديان بزرگ غالبا ساختهاى اجتماعى عرفى مبتنى بر نقشهاى اسنادى را حرمت نهاده‏اند، اما هيچگاه عوامل دستگاه خود آنها از اين سازمانهاى غيردينى الگو نگرفته است.

 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Tehranema Co.