چهارشنبه 18 دي 1387 - 8:34   صفحه اول  |  درباره تفاهم  |  گالري  |  دوستان خوب ما  | آرشيو اخبار  |   آرشيو صفحات اول  |  آرشیو صفحات  |  ارتباط با ما  


 

آثار روانى - اجتماعى خداباورى (4)

(541 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(229 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر
آثار روانى - اجتماعى خداباورى (4)
86/2/22
معناى نگرش
بعد روانى انسان داراى سه حيطه شناختى، عاطفى و رفتارى است كه ارتباط محكم و غير قابل تفكيك با يكديگر دارند. پياژه، شناخت و عواطف را شديدا در تعامل با يكديگر مى‏داند و مى‏گويد: مى‏توان آنها را تشبيه به اتومبيل و بنزين كرد كه از تعامل آنها حركت ايجاد مى‏شود و بدون هر كدام، ديگرى حركت آفرين نخواهد بود. «هيچ رفتارى نيست كه هر قدر هم عقلى باشد، واجد عوامل عاطفى به عنوان محرك نباشد، و نيز بالعكس نمى‏توان شاهد حالات عاطفى بود، بدون آنكه ادراك يا فهم كه ساخت‏شناختى آن حالات را تشكيل مى‏دهند، در آنها مداخله داشته باشند.... دو جنبه عاطفى و شناختى، در عين حال جدائى ناپذير و تحويل ناپذيرند».
اين سه بعد را در روانشناسى اجتماعى باهم مورد مطالعه قرار ميدهند و نام آنرا نگرش مى‏گذارند. «نگرش در روانشناسى اجتماعى، حالتى از آمادگى روانى است، بر اساس تجربه، كه تاثير مستقيم در رفتار خود در برابر يك شيى‏ء يا در يك موقعيت معينى مى‏گذارد .... به اين تعريف، توضيحات ديگرى نيز بايد اضافه كرد. 1- نگرش مى‏تواند خصوصى يا عمومى باشد... 2- مى‏تواند فردى يا اجتماعى باشد... 3- نگرش سرشار از عواطف است. 4-چارچوبى مرجعى، براى ادراك است... 5-بنابراين نگرش تاثيرى مستقيم در رفتار دارد... 6-نگرش يك چيز ذاتى نيست... 7- نگرش بتدريج‏شكل مى‏گيرد و نسبتا پايدار است‏».
ممكن است در جزئيات تعاريف نگرش، اندك تفاوتهائى ديده شود ولى «در همه تعاريف مفروض اين است كه نگرش بر رفتار مؤثر است. مضافا اكثر تعاريف اشاره‏اى به ماهيت چند بعدى نگرش نيز مى‏كنند. مثلا اسكورد و بيكمن به مؤلفه‏هاى شناختى، عاطفى و رفتارى اشاره مى‏كنند».
اين معنى و برداشت از نگرش، اختصاص به مؤلفين جديد ندارد، بلكه حتى در كتب قديمى مربوط به 30 سال پيش، نيز همين مضمون يافت مى‏شود.
«تمام روانشناسان اجتماعى، مدل ,ABC نگرش را كه سه مؤلفه عاطفى، رفتارى، شناختى براى نگرش قائل است، قبول دارند. مؤلفه عاطفى به هيجانات مثبت‏يا منفى ... و مؤلفه رفتارى به نحوه خاصى از عملكرد... و مؤلفه شناختى به فكر و تفسيرى خاص اشاره دارند» و اين سه مؤلفه در هر صورت با هم هماهنگ هستند.
پس از معلوم شدن معناى نگرش و برخى ويژگيهاى آن، مطلب ديگر اين است كه يكى ديگر از موارد اتفاق‏نظر روانشناسان اين است كه ابعاد روانى انسان داراى سطوح هشيار، نيمه هشيار، ناهشيار است. ناهشيارى عاطفى بيشتر مورد بحث واقع شده و روشنتر است; چون براى اولين بار كه فرويد بر ضمير ناهشيار تاكيد كرد به ناهشيارى عاطفى نظر داشت و از آن پس نيز مورد پذيرش عام واقع شده است. اكنون بسيارى از درمانگريهاى روانى بر مبناى ناهشيارى عاطفى قرار گرفته و موفق بوده است. در واقع، كسى منكر ناهشيارى عاطفى نيست; ولى در باب ناهشيارى شناختى، كمتر تاكيد شده است و در اينجا نيز بطور مستقيم موضوع بحث ما نيست ولذا به تعريف و ويژگيهاى آن نمى‏پردازيم.
رفتارهاى ناهشيار نيز بسيار فراوانند; مكانيزمهاى دفاعى، لغزشهاى زبان، خوابگرديها، رؤياهاى روزانه، خود تكلمى‏ها، و امثال اينها، همه و همه، رفتاريهاى ناهشيارند. رفتارهاى ناهشيار، از عواطف و شناختهاى ناهشيار ناشى مى‏شود.
بدين‏ترتيب به خوبى روشن مى‏شود كه نگرش هم مى‏تواند به طور كلى ناهشيار باشد، هم مى‏تواند بعضى از مؤلفه‏هايش هشيار و بعضى ناهشيار باشد و مى‏تواند هم بطور كامل هشيار باشد.

 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه تفاهم می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Tehranema Co.