آثار روانى - اجتماعى خداباورى (5)

(688 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(201 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]
آثار روانى - اجتماعى خداباورى (5)
86/2/24
مقايسه ايمان و نگرش
از آنچه تا كنون در باب ايمان و نگرش، از متون ويژه هر كدام، بيان و تحليل شد، بدست مى‏آيد كه اين دو، مشتركات زيادى با يكديگر دارند. درباره ايمان ويژگيهاى زير گفته شد:
1 - حالتى است روانى 2- اكتسابى و 3- سه عنصر دارد; رفتارى و عقيدتى (عقيدتى شامل شناخت و عاطفه است) 4- عمل بر اساس عقيده قلبى شكل مى‏گيرد. 5- در تمام زندگى فرد تاثير مى‏گذارد. 6- تدريجى و قابل ازدياد و استكمال است. 7- خرد ستيز نيست ولى محدود به حدود خردپذير نيز نمى‏باشد. 8- روان آدمى، توان و اجازه پذيرفتن امور خردگريز را به خود مى‏دهد. 9- امرى است اختيارى. 10- مراتب و شدت و ضعف دارد (ايمان محض در يك سر طيف و كفر محض سر ديگر طيف است). 11- آثار روانى شگرفى بر مؤمن دارد. 12- قابل امتحان است (علاوه بر ابراز زبانى، بايد در رفتار هم تجلى كند). 13- شرايط وموانعى در آن متصور است. 14-تفكيك اجزاء آن، از باب مسامحه است و الا حقيقتى واحد و بسيط دارد. 15- موضوعات و متعلقات آن، موضوعات دينى است. به همين‏صورت در آنچه راجع به نگرش گفته شد، ويژگيهاى زير را براى آن تصوير كرديم:
1- داراى سه حيطه شناختى، عاطفى، رفتارى است. 2- اين سه حيطه با يكديگر تعامل و تاثير و تاثر دارند. 3-ابعاد آن جدائى ناپذير و تحويل ناپذيرند. 4- اكتسابى است و تجربه در آن مؤثر است. 5- نسبتا پايدار است و پس از ايجاد، تغيير آن آسان نيست. 6- هر يك از اجزاء يا كل آن مى‏توانند هشيار يا ناهشيار باشند. 7- نگرش مى‏تواند خصوصى يا عمومى (فردى يا اجتماعى) باشد. 8- مرجعى است‏براى جهت دهى فرايندهاى روانى، مثل ادراك حسى. 9- بتدريج‏شكل مى‏گيرد. 10- ساختارى است فرضى و به طور مستقيم قابل مشاهده و اندازه‏گيرى نيست. 11- غالبا از طريق رفتار به آن پى مى‏بريم. 12-موضوع آن هر چيزى مى‏تواند باشد.
اكنون با استفاده از مطالب گذشته و مقايسه اين دو ستون از ويژگيهاى ايمان و نگرش، متوجه مى‏شويم كه اين دو در تمام آن ويژگيها، به جز يك ويژگى، مشترك هستند و آن عبارت است از اينكه موضوعات و متعلقات ايمان، فقط موضوعات دينى است در حالى كه موضوعات و متعلقات نگرش اعم است از دينى و غير دينى; نگرش به هر چيزى مى‏تواند تعلق بگيرد.
شكل شماره 3، نحوه تاثير و تاثر مؤلفه‏هاى هر نگرش بر يكديگر و كل هر نگرش برنگرشهاى ديگر را نشان مى‏دهد. مركز اين شكل، نمايانگر درونى‏ترين، و عميق‏ترين و اساسى‏ترين نگرشهاى فرد و پيرامون آن، نمايانگر بيرونى‏ترين و فرعى‏ترين نگرشهاى فرد است. مركز تصوير، بيشتر حالات روانى خود فرد و پيرامون آن بيانگر تجليات اجتماعى آن حالات روانى است.
توضيحات:
1. مؤلفه‏هاى هر نگرش (چه فرعى باشد و چه اساسى) با يكديگر تعامل دارند.
2. مؤلفه‏هاى هر نگرش با يكديگر تناسب سطح دارند.
3. بعضى نگرشها بسيار عميق و اساسى و بعضى بسيار فرعى هستند (نگرش عميق، مثل نگرش هر فرد نسبت‏به شغل، دخل و خرج خودش و نگرش فرعى مثل نگرش شما نسبت‏به رنگ كاشى گلخانه همسايه)
4. نگرشهاى اساسى و تعامل مؤلفه‏هاى آنها، بسيار برجسته و در زندگى فرد به راحتى قابل تشخيص هستند (مثل نگرش قرآنى به خداوند)
5. هر نگرش اساسى، بر نگرش فرعى‏تر، تاثير مستقيم دارد. (فلش از مركز به پيرامون)
6. هر قدر فاصله نگرشهاى فرعى با نگرش اساسى بيشتر باشد، اثر پذيرى آن كمتر خواهد بود.
7. نگرشهاى كاملا فرعى، ممكن است آنقدر كم رنگ باشند كه اصلا مورد توجه فرد نباشند.
8. در هر سطح، نگرشهاى بسيار متعددى وجود دارد لكن چون نشان دادن آن مستلزم نمايش سه بعدى است از آن صرف نظر كرده و هر نگرش را نمايانگر نگرشهاى هم سطح و در هم تنيده، فرض مى‏كنيم.
تحليل روانشناختى از آثار روانى - اجتماعى خداباورى
گفتيم سه اصطلاح خداباورى، ايمان به خدا، و نگرش اسلامى در باب خدا، از نظر مصداق منطبق بر يكريگر هستند .نگرشهاى اساسى و مهم، بر نگرشهاى فرعى‏تر اثر گذاشته و نقش تعيين كننده‏اى دارند. به تعبير ديگر، باورها، رده‏بندى دارند، باورهاى رده اول تعيين كننده باورهاى رده دوم هستند.




  
[ بازگشت به سیمای پیامبر [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=1769&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=15
  [3] http://tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections