شرق و غرب در انديشه مهجرى (پایانی)
(275 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(192 بار خوانده شده است)
[1]شرق و غرب در انديشه مهجرى (پایانی)
86/3/1
متفكر لبنانى روزى را پيش بينىمىكند كه در آن شرق با تزكيه نفس، سرورجهان محسوب گردد; او در آينده لحظهاىرا مىبيند كه در آن غرب بار ديگر رو بهشرق كرده، از دامان او گوهر علم و ادب برمىچيند.
شعر مهجرى نيز براى شرق و غرببابى خاص گشوده است. در جغرافياىسياسى ديوان ابوماضى(1889-1957م)به مناسبتهاى مختلف به اسامى كشورهاو سرزمينهاى متعدد شرقى و غربى برمىخوريم.
شاعر معاصر، ابوماضى بااينكه بيشترعمر خود را در غرب گذرانيده ولى شرقبويژه شرق عربى براى او ازتقدس خاصىبرخوردار است. او براى مردمش دلمىسوزاند و در مقابلشان احساسمسؤوليتى سنگين مىكند و بارها تاكيددارد كه مصيبتهاى ملتش، جسم وى راضعيفوديدگانشرابىخوابكردهاست
او حتى حاضر استبراى دستيابى بهعزت خود يا مردمش از جان خويشبگذرد . از همين رو مىگويد:
لا ابالىالفناء ان كان مجدى في فنائى او مجد قومى
او به غرب به ديده غير واقع بينانه وبه مثابه كعبه آمال نمىنگرد بلكه همنوابا متفكران معاصرش، سيد جمالالديناسدآبادى(1838-1897 م.) و محمدعبده(1849- 1905 م.)، معتقد است كهاز دستاوردهاى خوب هر ملتى بايد بهرهجست.
از سوى ديگر با اعتماد به نفس كامل،به غربيان خاطر نشان مىكند كه اگر شرقنباشد هيچگاه در معرفتبه روى آنانگشوده نخواهد شد.
درگامى فراتر از ديگر ادبا، قضيهغربزدگى براى ابوماضى از اهميت ويژهاىبرخوردار است; آن چنان كه قصيدهاى ازديوانش تنها به اين امر اختصاص مىيابد.شاعر در بيت آغازين قصيده «الى الشبانالمتفرنجين» با استفاده از فن استعاره، نداو امر را در معناى زجر و توبيخ به كارگرفته، خطاب به شرق از او مىخواهد كهبه فرزندان مسكينى كه پشتخود رابدانان گرم كرده بنگرد كه چگونه در غفلتو ناسپاسى به ميهن و بىتوجه به سوءنيت غرب روزگار مىگذرانند.
[ بازگشت به سیمای پیامبر [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]