
[1]کارآفريني در دانشگاهها
86/6/19
بهاره ملکي
چكيده
به دليل تحولات سريع اقتصادي، صنعتي و فرهنگي در چند دهه اخير و نياز کشور به تقويت ساختارهاي دانايي محور و توليد ثروت از دانش، احتياج به يک بسترسازي مناسب جهت توليد علم و فن به شدت احساس مي شود.
پرداختن به مقوله کارآفريني و تربيت و آموزش دانش آموختگاني که داراي تواناييها و مهارتهاي لازم براي راه اندازي يک کسب و کار مناسب باشند ، از وظايف اصلي هر دانشگاه محسوب مي شود که متاسفانه خلاء آن کاملا محسوس است.
بدين منظور تعدادي از دانشگاههاي ايراني که اين واحد درسي را ارائه مي کنند و نيز تعدادي از دانشگاههاي آمريکايي و اروپايي از لحاظ محتواي درسي ، سر فصلها ، روش تدريس ، و ارزشيابي دانشجويان مورد تحليل و بررسي قرار گرفته اند.
مقدمه
از نظر برخي از اقتصاددانان و صاحبنظران و دانشمندان مديريت، موتور حركت و رشد اقتصاد يك جامعه، كارآفرينان هستند كه در محيطي رقابتي و در شرايط عدم تعادل (و نه تعادل ايستا) جامعه را به حركت در ميآورند و توسعه مي بخشند. كليد موفقيت كارآفريني، يافتن روشهاي خلاقانهاي است كه با به كارگيري فناوريهاي جديد يا بازاريابي بهتر، سريعتر و كم هزينه تر، نيازهاي مشتري را به نحو احسن برآورده ميسازند. اين به معناي توليد محصولات موجود با هزينه هاي كمتر يا ارتقاي كيفيت آنها و يا به معناي ايجاد بازارهايي براي محصولات كاملاً جديد است.
كارآفرين با شناخت صحيح از فرصتها و استفاده از سرمايه هاي راكد امكاناتي را فراهم كرده و با سازماندهي و مديريت مناسب منابع، ايده خويش را عملي مي كند و علاوه برآن نقش مهمي در توليد و«اشتغال مولد» دارد.
به دليل نقش و جايگاه ويژه كارآفرينان در روند توسعه و رشد اقتصادي و نيز تحولات اجتماعي، بسياري از دولتها در كشورهاي توسعه يافته و درحال توسعه تلاش ميكنند با حداكثر امكانات و بهره برداري از دستاوردهاي تحقيقاتي، شمار هر چه بيشتري از جامعه را كه داراي ويژگيهاي كارآفريني هستند به آموزش در جهت كارآفريني و فعاليتهاي كارآفرينانه تشويق و هدايت كنند. كارآفرينان با مهارتي كه در تشخيص فرصتها و موقعيتها و ايجاد حركت در جهت توسعه اين موقعيتها دارند، پيشگامان حقيقي تغيير در اقتصاد و تحولات اجتماعي محسوب ميشوند.
خوشبختانه در سالهاي اخير در كشور ما مقوله کارآفريني مورد توجه قرار گرفته، با اين وجود اين مفهوم براي بسياري از دست اندركاران و افراد جامعه ناشناخته و غريب است. شايد به همين دليل تاكنون برنامه ريزي و بسترسازي مناسبي در حوزه هاي اقتصادي، اجتماعي و نظام آموزشي كشور براي توسعه كارآفريني به ويژه در دانشگاههاي كشور صورت نپذيرفته است. در شرايط كنوني كه اقتصاد كشورمان با مسائل و نارساييهاي مهمي نظير فرار مغزها، بيکاري(بويژه در فارغ التحصيلان دانشگاهها) کمبود نيروي انساني متخصص، كاهش سرمايه گذاري دولت، عدم تحرك و رشد اقتصادي كافي روبروست، پرورش و آموزش كارآفرينان ارزش آفرين از اهميت مضاعفي برخوردار است.
کارآفريني در ايران
از مهمترين اقدامات براي توسعه كارآفريني در كشور، تشکيل شوراي مرکزي کارآفريني در سطح هيئت دولت است و با توجه به ماهيت فرهنگي، پژوهشي و آموزشي اين امر، وزارت علوم و تحقيقات و فناوري به عنوان متولي مديريت و سازماندهي کارآفريني به عنوان رئيس اين شورا تعيين شده است . در اين راستا فعاليتهاي مختلفي در جهت توسعه کارآفريني در وزارتخانههاي مختلف (وزارت کار و اموراجتماعي و يا وزارت تعاون ) آغاز و معاونتها و يا دفاتر کارآفريني در وزارتخانه ها ي مختلف تشکيل شده است .
در وزارت علوم ، تحقيقات وفناوري نيز طرح کاراد ( کارآفريني دانشجويان ) از چند سال پيش شکل گرفته است. دبيرخانه طرح کاراد قبلا در سازمان سنجش کشور مستقر بود که هم اکنون در سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران قرار دارد .
بر اين اساس در دانشگاههاي کشور به منظور تربيت متخصصان شايسته و ايجاد توانايي کارآفريني، در بيش از 42 دانشگاه، مرکز کارآفريني راه اندازي شده است و سياست وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري براين است که حتي دانشگاههاي غيرانتفاعي نيز داراي مراکز کارآفريني شوند تا سيستم آموزشي را ياري كنند.
دلايل نياز به درس کارآفريني در دانشگاههاي کشور
يکي از چالشهاي پيش روي جوامع مختلف، دانش آموختگان فاقد تواناييهاي فردي و مهارتهاي لازم براي راه اندازي کسب و کار مناسب است. اين امر، آماده سازي فارغ التحصيلان دانشگاهي را به وسيله توسعه فرهنگ کارآفريني در آنان مسلم مي سازد. آماده سازي در مورد کارآفريني نبايستي بعد از فارغ التحصيلي باشد. بلکه اين امر بايستي در حين تحصيل انجام شود و لازم است روح کارآفريني در دانشگاهها پرورش داده شود.
در اين راستا ، بازنگري در رشته هاي دانشگاهي و سرفصلهاي دروس آموزشي در تمامي مقاطع بويژه در دانشگاهها و تاسيس رشتههاي علمي بويژه علومي كه خلاء آنها در كشور محسوس است -در جهت تأمين منافع ملي- امري لازم و ضروري به نظر مي آيد.
به طور کلي دلايل نياز به ارائه درس کارآفريني را مي توان در موارد زير خلاصه کرد:
_ تقويت ساختارهاي دانايي محور در توليد علم و فن
_ توجه به توليد علم و توليد ثروت از دانش
_ ايجاد توان شناسايي نيازهاي جامعه و تطبيق تخصص و تحصيلات
_ ايجاد و پرورش فرهنگ کارآفريني
_ ايجاد توانايي کار گروهي
_ بالا بردن توان ارزش آفريني
_ آشنايي با منابعي که به دانشجويان در جهت شناسايي فرصتهاي جديد و ايجاد توان پردازش ايده هاي نو کمک خواهد کرد.
_ ايجاد توانايي ارزيابي اقتصادي از طرح تجاري
_ ايجاد توان شناسايي تحولات در نيازهاي جامعه
_ درک مفهوم کارآفريني در ارتباط با توسعه اقتصادي
_ ايجاد و تقويت برخي بسترها و ظرفيتهاي بالقوه براي مسائل علمي حل نشده، نيازهاي کشور و ايده هاي نو
_ تشويق و گسترش خلاقيت براي خلق کسب و کارها ومفاهيم کسب و کار جديد
_ افزايش پويايي و بالا بردن قدرت تجزيه و تحليل دانشجويان در شناسايي بازار، تکنولوژي، فرصتهاي مالي و اقتصادي
_ شنا سايي قوت و ضعف کسب و کارهاي موجود، تجزيه و تحليل فرصتها و تهديدها و ارائه راهکارهاي بهبود آنها.
بررسي مقايسه اي ارائه درس کارآفريني در ايران و جهان
الف ) خارج از کشور
براي به دست آوردن محتوا ، روش تدريس و ارزشيابي صحيح ، برنامه درسي کار آفريني در بيش از 5 دانشگاه آمريکايي و اروپايي مورد بررسي قرار گرفته است: دانشگاههاي استانفورد، پنسيلوانيا، بريتيش، كلمبيا، آتاباسكا و مريلند.
پس از بررسيهاي انجام شده در دانشگاههاي مذکور و مد نظر قراردادن سرفصلهاي درس کارآفريني در اين دانشگاهها، مي توان سرفصلهاي درسي ارائه شده را در جدول (1) خلاصه كرد:
از لحاظ نحوه ارائه درس به طور کلي در دانشگاههاي بررسي شده، مشاهده شد که تاکيد بيشتر بر مطالعات موردي، ارائه سمينار در کلاس به وسيله دانشجويان، کار گروهي، مشارکت در کلاس، تهيه يک طرح تجاري و دعوت از کار آفرينان براي ارائه مطالب بوده است.
در اين دانشگاهها ارتقاي مهارتهاي فردي و گروهي ، همگام با افزايش دانش نظري در نظر گرفته شده است.
نحوه ارزشيابي به صورت ترکيبي از امتحان ميان ترم ، امتحان پايان ترم ، کار گروهي ( ارائه سمينار)، کار فردي (پاسخ به سوالات و امتحانات استاد) و مشارکت در کلاس ، مورد توجه قرار گرفته است که تاکيد بيشتر بر جنبه عملي قضيه و کار تيمي است. در برخي موارد امتحان پايان ترم به صورت «کتاب باز» برگزار مي شود.
ب ) داخل کشور
خوشبخـتانه تعـداد دانشگاههايي که در ايران تصميم به ارائه واحد درسي کارآفريني به صورت واحد اختياري، گرفتهاند روبه رشد است و از اين ميان مي توان به دانشگاههاي تهران، صنعتي امير کبير، صنعتي شريف، تربيت مدرس، فردوسي مشهد، صنعتي اصفهان ، علامه طباطبايي، شهيد چمران اهواز و ... اشاره کرد.
به طور خلاصه مي توان سرفصلهاي درسي ارائه شده در دانشگاههاي داخلي را در جدول (2) مشاهده کرد:
در اکثر موارد اين واحد به صورت درس اختياري 3 واحدي شامل 2 واحد نظري و 1 واحد عملي طراحي شده است که بخش عملي آن شامل تهيه و تکميل يک طرح تجاري است.
نحوه تدريس بدين صورت است که اين درس توسط يک ، دو يا سه استاد متناسب با محتواي مواد درسي، ارائه ميشود و در بعضي موارد از يک کارآفرين براي سخنراني و ارائه مطلب دعوت به عمل ميآيد .
نحوه ارزشيابي معمولا به صورت امتحان ميان ترم ، پايان ترم و تهيه طرح تجاري در قسمت عملي است.
لازم به تذکر است که وزارت علوم نيز در ارتباط با درس کارآفريني سرفصلهايي ارائه داده است که درقسمت جمع بندي ، در کنار سرفصلهايي ارائه شده در داخل و خارج از کشور مورد توجه قرار گرفته است.
ج ) جمع بندي
با توجه به تمام موارد گفته شده در دو بخش قبل، سرفصلهاي مشترک در اکثر دانشگاههاي ايران و خارج از کشور، بهطور جداگانه در جدول (3) دسته بندي شده اند که مي تواند مبناي تهيه سرفصلهاي درس کارآفريني و محتواي آن در دانشگاههاي کشور باشد.
به طور کلي علاوه بر موارد گفته شده، راهکارهاي زير مي تواند ما را در رسيدن به اهدافمان ياري کند:
- استفاده از مدرسان مجرب و توانا براي ارائه اين درس (يکي از مهمترين عوامل موفقيت)
- ايجاد تيم هاي کار گروهي و نيز آنا ليز و تجزيه و تحليل کار ساير تيمها
- مقالات و مطالعات موردي
- دعوت مهمانان کارآفرين به کلاس و مشارکت دانشجويان
- پروژه عملي و طراحي فرايندهاي يک طرح تجاري يا امکان سنجي
- استفاده از فيلمهاي آموزشي و اسلايد
- برگزاري کارگاههاي آموزشي.
_ بهاره ملكي: كارشناس ارشد MBA از دانشگاه كارلتون