شما، پول و زندگي

(1409 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)
(284 بار خوانده شده است)  صفحه مناسب براي چاپگر [1]
 86/09/04
اين روزها "پول" و كسب درآمد دغدغه‌ها و مشغوليات ذهني قريب به اتفاق انسانهاست. كساني كه درآمد مناسبي ندارند به سختي تلاش مي‌كنند تا درآمدشان را افزايش داده نيازهاي خود و خانواده‌شان را برآورده كنند. اكثريت آن گروهي هم كه به قدر كافي پول درمي‌آورند هم ناراضي هستند و سعي دارند كه بردارايي و سرمايه‌شان بيفزايند. در اين ميان "پول" است كه فعاليت‌ها و كارهاي اشخاص را جهت‌دهي مي‌كند و گاه آن‌قدر پررنگ و تاثيرگذار مي‌شود كه فرد از ديگر امور زندگيش غافل گشته مسائلي مهم و كليدي چون معنويات، عواطف خانوادگي و رسيدگي به نيازهاي غيرمادي خود و اطرافيانش را فراموش مي‌كند. گاهي اوقات كار به جايي مي‌رسد كه حتي سلامتي او هم به خطر مي‌افتد. البته برعكس اين حالت هم مشاهده مي‌شود. تفاوت اين دو گروه يا عبارتي منش و رويكرد پولي ومالي هر فرد با فرد ديگر را بايد در تفاوت‌هاي ديدگاههاي اشخاص نسبت به "پول" جستجو كرد. جالب اينست كه بسياري مردم از چگونگي اين ديدگاه و نگرش خودشان آگاه نيستند و به همين خاطر نمي‌توانند اين وجه از زندگيشان را سر و سامان دهند. اگر بتوانيد به پرسش‌هاي زير جواب درست و روشني دهيد، خواهيد يدد كه بطور چهارچوب نگرش‌ها و برداشت‌هايتان از پول و درآمد و مقوله‌هاي مرتبط با آن ترسيم خواهند شد :
سوال نخست :
رابطه شمال با پول چطور رابطه‌ايست؟
به طور مثال : آيا فكر مي‌كنيد كه فكر كردن به پول شما را عصبي و مضطرب مي‌كند؟ پول دوست شماست؟ هر كجا كه برويد، پول فرار مي‌كند؟ يا برعكس آن؟ آيا مي‌گوييد : "پول عاشق من است!"
- سوال دوم : وقتي كه به پول فكر مي‌كنيد چه احساسي به شما دست مي‌دهد؟ نگراني، ترس، لذت، هيجان و . . .
چه تصويري از پول در ذهنتان رسم كرده‌ايد يا به بيان ساده راجع به پول چطور فكر مي‌كنيد؟ پول چرك كف دست است،‌ هيچ كس يك شبه پولدار نمي‌شود، پول سرچشمه تمامي بديهاست يا شايد هم مردمان ثروتمند خود خواهند و يا پول اصل اساسي خوشبختي است.
- سومين سوال : پول در خانواده شما چه جايگاهي داشته و نظر و ايده غالب راجعه به آن ه بوده است؟ آن‌ها درباره پول چه چيزهايي به شما ياد داده‌اند؟
- پرسش چهارم : عقيده و احساساتان راجع به پس‌انداز كردن چيست؟
- سوال پنج : وقتي كه مي‌خواهيد پول خرج كنيد چه حسي داريد؟ لذت، اكراه،‌ ترس، اضطراب و . . .
6- وقتي كه قرارست با پول سر و كار داشته باشيد يا به بيان ديگر بخش اعظمي از زندگي كاري و حرفه‌ايتان با پول عجين شود، چه روشي به ذهنتان مي‌آيد و چه‌طور راجعه به اين وضعيت فكر مي‌كنيد؟ دوست داريد كه در اين چنين موقعيتي قرار بگيريد؟
7- وقتي به شرايط لوكس و راحت و تجملي كه مستلزم صرف پول‌هاي هنگفتي هستند فكر مي‌كنيد يا با آن‌ها روبه‌رو مي‌شويد، چه واكنشي نشان خواهيد داد؟ سفر به كشورهاي خارجي و اقامت در لوكس‌ترين هتل‌ها و گذران اوقات مانند يك توريست ثروتمند؟ اتومبيل‌هاي ليموزين؟‌ كشتي‌هي تفريحي وچون اين‌ها.
8- وقتي مي‌خواهيد راجع به پول با خانواده و دوستانتان حرف بزنيد، چطور سخن مي‌گوييد و چه ديدگاهي خواهيد داشت؟
نگرش و ديدگاه دوستان وهمكاران شما درباره پول چگونه است؟
ثروتمندي افسانه‌وار عده‌اي از مردم جهان و فقر شديد گروهي ديگر را چطور توجيه مي‌نماييد؟
كدام يك از جملات زير با نگرش و خط كلي جهت‌گيري شما نسبت به زندگي پولي و كاريتان هماهنگ و موافق است؟
- من لياقت پولدار شدن را دارم.
- ثروتمند بودن خوب است و با آن موافقم.
- از اين كه شخص پولداري هستم راضي و خوشحالم.
از ثروت و دارايي‌ام لذت مي‌برم.
- دوست دارم هرچه مي‌خواهم به دست آورم و ازداشتن آنها خوشحال و راضي خواهم بود.
- احساس خوبي درباره پول و ثروت دارم و نگرش و رابطه مناسبي هم اتخاذ نموده‌ام.
- هيچ‌وقت نمي‌توان گفت كه اين مقدار پول و ثروت براي فلان شخص "كافي" است. همواره بيشتر از "كافي" هم وجود دارد.
12- از روابط كاري و پولي خودتان چه انتظاري داريد و چه يزهايي هم مطلوب و مورد انتظارتان نيست؟
13- اگر 2 ميليارد تومان داشتيد، چه كار مي‌كرديد؟ چه تغييري در زندگيتان به وجود مي‌آمد؟
- اگر ديديد كه پاسخ به بعضي از اين پرسش‌ها برايتان آسان نيست، بدانيد كه اين موضوعات همان‌هايي هستند كه پاسخ‌هايشان واكنش‌ها و عقايد القايي ديگران است و شما طي سال‌هاي متمادي آن‌ها را پذيرفته‌ايد. در واقع بخش عمده از رفتارهاي پولي و مرادات كاري و تجاريتان هم تحت تاثير آنهاست. ولي زماني كهمي‌خواهيد به پرسش‌هايي مرتبط با آن‌ها جواب دهيد، راحت نيستيد و بيان پاسخ برايتان دشوارست. علت اينست كه شما با تمام وجود اين عقايد را قبول نداريد و جالب اينست كه پاسخ درست را هم به خوبي نمي‌دانيد. در اين جا منظور اين نيست كه عقايد وديدگاههاي شما درست است و خطوط فكري ديگران نادرست يا بالعكس. آن‌چه مورد توجه است تفاوت ديدگاه واقعي شما و جريان القايي محيط خارج است كه موجب تناقض شده وجوهي از مسئله مهم و ضروري زندگي را برايتان تيره و مبهم كرده است. به جرات مي‌توان گفت كه تضاد وتناقض در هر كدام از ابعاد زندگي انسان و منش و خط محوري زندگي سبب پيدايش سردرگمي شده انسان را از نيل به اهدافش بازمي‌دارد. به بيان ساده‌اي كه مردم به كار مي‌برند : "بايد تكليفت را با خودت روشن كني."
به طور مثال سوال يازدهم را در نظر بگيريد. عباراتي را خوانديد و پيش خودتان گفتيد كه كدام‌ها واقعاض عقايد شما بوده قبولشان داريد.
جمله اول : "من لياقت پولدار شدن را دارم." عده‌اي با همان نگاه اول پاسخ مي‌دهند : "بله. البته، چرا كه نه" و بعضي هم مي‌گويند "نه، اصلاً من بايد به همين كه هستم بسند كنم".
تكليف اولي روشن است. اوكسب درآمد بالا و ثروتمند شدن را حق مسلم خودش مي‌داند و براي رسيدن به هدفش سخت تلاش كرده و ممكن است به هر كار خوب يا بدي دست بزند. يك گروه از ثروتمندان خودخواه دسته‌اي از همين افرادند كه مي‌خواهند "به هر قيمتي" پولدار شوند.
گروه دوم هم وضعشان مشخص است. تلاش و مبارزه براي پيشرفت جايگاه والايي در زندگيشان ندارد و ممكن است صرفه‌جويي و قناعت را با ركود و بي‌تفاوتي اشتباه بگيرند.
ولي آن شخصي كه نمي‌داند چه بگويد. با مشكل روبه‌روست. او قدم در راه كسب و كار مي‌گذارد يا اين كه براي مجموعه‌اي ديگر كار مي‌كند. اين آدم چه كارآفريني و چه كارمند مي‌خواهد پيشرفت كند، درآمدش را افزايش داده و ترفيع رتبه بگيرد. رشد، پيشرفت و بالندگي حقوقي هستند كه او براي خودش قايل شده ولي به نظر مي‌رسد چندان هم مطمئن نباشد.
وقتي كه در اين راه با مشكلات گوناگون كه بسياري مواقع آسان هم نيستند روبه‌رو مي‌شود، نمي‌تواند خوب تلاش كند و در مدت طولاني، با جديت و پشتكار سعي در بهبود اوضاع داشته باشد. اينجاست كه پاسخ منفي قوت مي‌گيرد و او با خود مي‌گويد كه توانايي لازم را ندارد، قوي نيست و لياقت ندارد كه پيشرفت كند چرا كه شكست خورده و مي‌خواهد كنار بكشد. اين آدم حق پيشرفت و افزايش توان مالي را از خود سلب كره صحنه را ترك مي‌گويد.
ولي اين تضاد و كشمكش متوقف نخواهد شد. او با احساس گناه و سرخوردگي دست به گريبان مي‌شود. اين بار قواي مثبت به او نهيب مي‌زند و سرزنش مي‌كند كه چرا حق روشن و قطعي خودش را از كف داده و از آن صرف‌نظر كرده است و چرا با كنار كشيدن راه را براي پيشرفت و پولدار شدن بقيه باز كرده است. احساس گناه، سرخوردگي، سرزنش، ميل به شروعي دوباره، اضطراب از شكست مجدد و تلاش براي يافتن پاسخ اين سوال مهم، شرايط نامطلوبي را براي اين فرد خلق خواهند كرد. و اين‌ها از عدم اطمينان از پاسخ يك پرسش به وجود مي‌آيد.
مطالب بالا يك نمونه از اين شك و ترديدها را نشان داد. اگر اين ترديد و دودلي براي هر يك از پرسش‌هاي ديگر مهم وجود داشته باشد، اوضاع و احوال سخت و ناخوشايندي پيش رو خواهد بود. پس اگر حس مي‌كنيد كه جواب بعضي از سوالات را درست نمي‌دانيد، سعي كنيد هرچه زودتر پاسخ قطعي و مطمئني برايش بيابيد. كار آساني نيست ولي به شما كمك خواهد نمود تا خطوط اصلي نقشه بخش پولي و مالي زندگيتان را بهتر و ساده‌تر بكشيد. براي اين كار وقت زياد صرف كنيد چرا كه اگر خطوط اين بخش از نقشه زندگيتان شفاف و روشن نمود پيدا كنند، زندگي شخصي و خانوادگي بهتري خواهيد داشت.
By : Zoe Routh
مترجم : آذين صحابي
  
[ بازگشت به مقالات روانشناسی [2] | صفحه اصلي بخش ها [3] ]
Links
  [1] http://tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=2528&allpages=1&theme=Printer
  [2] http://tafahomnews.com/index.php?name=Sections&req=listarticles&secid=9
  [3] http://tafahomnews.com/index.php?name=Sections&listsections