(1557 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (102 بار خوانده شده است)
87/05/13 زماني كه يك كسب و كار با شرايطي بحراني و دشوار مواجه ميشود و اوضاع مالي آن رو به وخامت ميگذارد، صاحب آن كسب و كار با نگرانيها و اضطرابها و فشارهاي عصبي سختي درگير ميشود و حس ميكند كه همه چيز عليه اوست. در اين مواقع، بسياري از صاحبان مشاغل نااميد شده اظهار ميكنند كه كاري از دستشان ساخته نيست و ديگر نميتوانند اين كسب و كار را نجات داده تداوم آن را حفظ نمايند. به همين جهت تصميم ميگيرند كه دست از كار بكشند و روياي موفقيت و خلق تجارتي توانمند را از سر بيرون كنند. ولي نكتهاي در اين ميان هست كه ذكر آن خالي از فايده نيست. همگي ما بارها و بارها در اخبار شنيدهايم كه كشور يا كشورهايي در منطقه خاصي از جهان با بحران اقتصادي روبهرو شدهاند، ارزش واحد پولشان سقوط كرده يا سياست جهاني در سمت و سويي عليه آنان قرار گرفته است ولي همين كشورهاي بحرانزده توانستهاند پس از مدتي شرايط اقتصاديشان را بهبود بخشند و در روندي مثبت و روبه رشد قرار گيرند. حالا در نظر بگيريد كه يك كسب و كار كه نمونهاي بسيار بسيار كوچك از اقتصاد و جريانهاي پولي و مالي است، نميتواند اوضاع آشفتهاي را تغيير دهد و نمودار نزولي سود و درآمدش را به نموداري مستقيم و يا حتي نزولي تبديل نمايد. بحرانها تنها به آشفتگيها و نابهسامانيهاي مالي مربوط نميشوند. زماني كه يكي از اعضاي خانواده سخت بيمار ميشود يا فوت ميكند هم خانواده با بحراني درگير ميشود. يك شخص، نيز به تنهايي ممكن است با نابسمانيهاي روحي و رواني مواجه شود كه شرايطي بحراني را براي او خلق مينمايد. مهم اين است كه يك شخص خانواده يا مجموعه كسب و كار يا يك موسسه بزرگ تجاري چگونه اين بحران را مديريت كند. در اصل همان دو كلمه مديريت بحران در اينجا مطرح ميشود كه به دفعات به گوشمان خورده است. شكست يا موفقيت در اينچنين شرايطي به ديدگاه و باورهاي آن صاحب كسب و كار بستگي دارد و اين كه با چه زاويهاي ديدي به اين اوضاع بحراني نگاه كند. ديدگاه و زاويه ديد هر انساني به زندگي، بيش از هر زمان ديگري، در موقعيتهاي تنشزا و هنگام مواجهه با چالشها، اهميت پيدا ميكند. زماني كه اوضاع كسب و كارمان مساعد بوده با چالشي روبهرو نشدهايم، چندان از اين ديدگاه و تاثير آن آگاه نيستيم ولي واقعيت اينست كه شرايط بازار و مشاغل مستقل و دولتي مدام در حال تغيير و دگرگونياند. گاهي اوقات مديريت اين تغييرات سادهتر است و زماني دشوار و نگرانكننده. در اصل بيشتر اوقات فاكتورهاي خارجي سبب ميشوند كه يك كسب و كار با دشواري مواجه شود. ما نميتوانيم شرايط بيروني را كنترل كنيم ولي قادريم كه واكنشهايمان نسبت به موقعيتهاي دشوار و چالشها را كنترل نماييم. مشكل اساسي خيلي از كارمندان و فروشندگان و كاسبان اينست كه در شرايط مساعد و مطلوب كار و كسبشان، نسبت به كارهاي ديروز و برنامهريزي براي آينده بيتوجه هستند و تنها توجهشان را به اوضاع خوب و رضايتبخش كنوني معطوف ميدارند. فراموش ميكنند كه بايد حساب دخل وخرج و سود و زيان ديروز را ثبت كنند و هميشه براي آيندهاي كه ممكن است مثل امروز خوب و راحت نباشد، برنامهريزي كرده آماده باشند. آنها اخبار موفقيتهاي ديگر رقيبان را مهم نميشمارند و دربارهشان مطالعه و بررسي نميكنند. به همين جهت نميتوانند در مواقع بحران مالي، كارايي و توانمندي گذشتهشان را بازيابند و براي نجات كسب و كارشان مفيد واقع شوند. مجموع اين رفتارهاي شغلي باعث ميشود كه رقابت بين بخشهاي مختلف يك موسسه و كسب و كار هم از ميان برود. آنها ديگر اهميت نميدهند كه آيا اين دپارتمان به بهترين شكل وظايفش را انجام ميدهد و كالا و خدمات ارائه شده آن بهترين كيفيت و كميت را دارند يا خير. حالا به اين سوال پاسخ ميدهيم كه در اين شرايط بايد چه كار كنيم كه كسب و كارمان را نجات دهيم؟ زماني كه ميبينيد كه ديگر موفقيتهاي گذشته را كسب نميكنيد، درآمدتان افت كرده و سود نكرده يا زيان هم متحمل شدهايد، بنشينيد و فكر كنيد كه وقتي در اوج موفقيت و درآمدزايي بوديد، چطور كار ميكرديد و چه راهكارها و راهبردهايي را پيش گرفته بوديد. در حال حاضر چطور كار ميكنيد و تاكتيكها و استراتژيهاي كنوني چه فرقي با روشهاي موجود در اوضاع مطلوب و رضايتبخش گذشته دارند؟ كاسبان و فروشندگان تيزهوش، موفق و هوشيار بدون فكر و درايت در پي تغيير و اصلاح سياستگذاريهايشان برنميآيند. آنها بدون فكر و تنها با روش آزمون و خطا وارد عمل نميشوند. اين عده به دانش و مهارت و تجربههايشان اعتماد ميكنند و با بررسي سوابق گذشته، موفقيتها و شكستهاي دوران پيش از اين شرايط دشوار و بحراني كنوني، سعي ميكنند كسب و كارشان را از آشفتگي برهانند. مسئله مهم ديگر كه شايد بسياري به آن توجه نكنند يا بي اهميت بدانند اينست كه همواره ظاهري آراسته داشته باشيد و نگذاريد ديگران با ديدن ظاهر شما بگويند كه: «بله متاسفم؛ واقعا تحمل و پشتسرگذاشتن يك بحران مالي كار دشواريست.» در عين حال همواره حساب مخارج و هزينهها را به دقت داشته باشيد. هزينهها را كاهش دهيد ولي مراقب باشيد كه زياده روي نكنيد تا بقيه اعضاي گروه فكر كنند كه شما از مديريت هزينهها چيزي نميدانيد. به علاوه سعي كنيد تا هزينههاي آن بخشهايي كه بسيار مشخص و در معرض ديد هستند را زياد كم ننماييد. اتومبيل و كيف دستي و كارتهاي ويزيت و ميز كارتان را همواره تميز و مرتب نگهداريد. زماني كه در محيطي منظم كار كنيد و با ظاهري مرتب و آراسته و با اتومبيلي تميز در محل كار حاضر شويد، بهتر ميتوانيد فكر كنيد و اوضاع را به حالت پيشين برگردانيد. نكته ديگر به مشتريان كنوني ربط دارد. زماني كه كسب و كاري نميتواند مشتريان جديدي جذب كند، بهترين ابزار حفظ كسب و كار توجه و تمركز بر مشتريان كنوني است. در اين اوضاع بحراني مشتريان تصور ميكنند كه حالا و با وجود بيثباتي وضعيت اين فروشنده قديمي، بهتر است دامنه فعاليتهايشان با آن را محدود كنند يا اصلا به كسب و كار ديگري رو كنند كه قيمتهايي ارزانتر دارد و ممكن است كالاها و خدمات چندان مطلوبي هم عرضه نكند. در اينجاست كه صاحب اين كسب و كار نبايد اجازه دهد كه اين اتفاق روي دهد. لازمست كه بهترين كارمندان كه خوب با مشتريان تعامل ميكنند، هر هفته با آنها تماس بگيرند و با هر تماس اخبار پيشرفت روند بهبود وضعيت فروشندهشان را به آنها بدهند. اين كار نشان ميدهد كه اين كاسب به مراجعان و مشتريانش اهميت داده برايشان احترام قايل است. زماني كه يك مدير و فروشندگانش در اينچنين اوقاتي باز هم با مشتريان ارتباط برقرار ميكنند، نشان ميدهند كه مشتريان براي آنها مهم هستند و حتي در اين شرايط كه فروش خوبي هم ندارند از خريدارانشان غافل نميشوند. مشتريان به اين كسب و كار وفادار ميمانند و پس از گذر از اين بحران و موفقيت دوباره، نخستين نامي كه به ذهنشان ميآيد، عنوان آن شركت است. در شرايط بحراني يك كسب و كار، فروشندگان و كارمندان با توجه و توانمند، تمامي نيرو، تمركز، دقت و مهارتهايشان را در جهت ارتقاي كسب و كار و گذر از اين موقعيت دشوار و نگرانكننده به كار مياندازند. آنها در قالب يك گروه و تيم، با يكديگر همفكري و مشاركت مينمايند تا با چالشها و تنشها روبهرو شده، آنها را پشت سربگذارند. راهحلهاي خلاقانهاي كه از اين ذهنهاي تيزهوش برميآيند، ميتوانند پلههاي نردبان صعود از اين موقعيت سخت و پرتنش را بسازند. تعدادي ديگر از صاحبان كسب و كار و فروشندگانشان هستند كه درست برعكس افرادي كه ذكر شد، رفتار مينمايند. آنها در عوض كار كردن، فكر و همفكري نمودن، بررسي و مطالعه شرايط و مواجهه با چالشها، فقط نگران و مضطرب شده همچنان مشكلات را ناديده ميانگارند. اين اشخاص مسير مشخصي را پيش نميگيرند تا بتوانند مجاري عبور از اين وضعيت و كشف راه حلها را بيابند. بيهدف و سرگردان درصدد كشف فرصتهايي هستند كه به واقع اصلا نميدانند چگونهاند و حاصل آنست كه زماني كه مسير حركت را پيدا ميكنند، در مييابند كه فرصتها را از دست دادهاند و براي عمل كردن دير شده است. در پايان بايد بگويم كه بدبيني، نااميدي و اضطراب و نگراني بيهوده و افراطي، مثل سنگي عمل ميكنند كه در درياچهاي بيفتد. ديدهايد كه اين سنگ، طول موجهايي را به شكل حلقوي در اطرافش پديد ميآورد. اين حلقهها در ابتدا كوچكند و به تدريج بزرگ و بزرگتر ميشوند و براي دقايقي آب را از حالت سكون خارج ميكنند. امواج منفي حالات فوق نيز اينچنيناند و به سرعت رشد ميكنند و ميتوانند اوضاع يك كسب و كار را آشفته كنند و حتي آن را كاملا از بين ببرند. امواج مثبت همفكري و همكاري و خلاقيت گروه مصمم و با اراده فروشندگان، كارمندان و صاحب يك كسب و كار هم به اين رويه وارد عمل ميشوند. حلقههاي به وجود آمده از عقايد و ديدگاههاي مثبت، در اوضاع نابسامان يك مجموعه كاري تغييراتي ايجاد كرده، در نهايت آن را به ثبات و رشد و توسعه خواهند رساند. اگر يك كاسب هنگام وقوع بحران مالي و اقتصادي كسب و كارش، روحيه مثبت خود را حفظ كند، همه نگرانيهايش را به كارمندان انتقال ندهد، ظاهر خود را آراسته نگه دارد و عقايد، باورها و ديدگاههاي اميدوارانه و مثبتش را به كارمندان و اطرافيانش بگويد، آنها به همكاري و تلاش براي حفظ موقعيت شغلي و كسب و كارشان ترغيب ميشوند. يك مجموعه كسب و كار هرگز به خاطر كار يك رئيس پيشرفت نميكند و با تلاش آن يك نفر هم از ورطه بحرانهاي مالي و اقتصادي نجات نمييابد. By:Tom Hopkins مترجم: آذين صحابي