نگاهي به صنعت بيمه اتريش و چشمانداز آينده آن(1459 كلمه مجموعاً در اين متن موجود است) (311 بار خوانده شده است)  نگاهي به صنعت بيمه اتريش و چشمانداز آينده آن (1)
85/9/19 قسمت اول پيشينه تاريخي اتريش در قلب اروپا واقع شده و از زمان باستان مركز منازعات و چهارراه حوادث بوده است. اين منطقه راروميها بين سالهاي 10 قبل از ميلاد تا 15 پس از ميلاد فتح كردند و آن را به چند منطقه تقسيم نمودند. پس از قرن پنجم ميلادي هونها، لومباردها و باوارياييها بر اين مناطق حكومت راندند. حدود سالهاي 600 ميلادي اسلاوها از سمت شرق اتريش را اشغال كردند. در سال 788 ميلادي امپراتوري شارلماني اين منطقه را فتح كرد و نخستين بار آن را گذرگاه شرقي نام نهاد (واژه اتريش از لحاظ لغوي به معني «شرقي» است) و جزو مستعمرات اين امپراتوري درآمد. پس از مرگ شارلماني در سال 814 ميلادي امپراتور «اتو» بار ديگر اين مناطق را پس گرفت و آنها را به قلمرو «باواريا» ضميمه كرد. در قرنهاي يازدهم و دوازدهم ميلادي نظام فئودالي در اتريش حكمفرما بود. رود دانوب در اين دوره به بزرگترين مسير بازرگاني تبديل شد و شهرهاي متعددي در حاشيه آن پديد آمدند. در سال 1526 ميلادي اتريش، بوهميا و مجارستان به رهبري فرديناند اول با يكديگر متحد شدند تا در مقابل سپاهيان امپراتوري عثماني مقاومت كنند. نيروهاي عثماني در اين سال به مدت دو هفته وين را محاصره كردند ولي نتوانستند آنرا فتح كنند. نيروهاي عثماني بار ديگر در سال 1683 وين را محاصره كردند ولي اين بار نيز نتوانستند به داخل آن راه يابند. در قرن شانزدهم و با گسترش اقتصاد مبتني بر پول از اهميت معادن نقره و طلاي اتريش كاسته شد. علاوه بر آن با پيدايش «انقلاب بازرگاني» اهميت مسيرهاي تجاري اتريش كاهش يافت. چارلز چهارم (1740/1711) پادشاه اتريش، كه كشورش به دليل جنگهاي متوالي ضعيف شده بود، حكومت بر سرزمين هاي هابسبورگ را به دخترش يعني مارياترزا (Maria Theresa) واگذار كرد. مارياترزابا فردريك دوم پادشاه پروس بر سر سلطه بر مناطق آلمانينشين وارد جنگهاي طولاني شد كه به «جنگهاي هفت ساله» معروف شده است. مارياترزا توانست قلمرو خود را به استثناي منطقه سيلسيا (Silesia) حفظ كند. در سال 1745 فرانسيس اول، همسر ماريا ترزا امپراتور «روم مقدس» شد. يكي از مهمترين وقايع دوران حكومت ماريا ترزا تقسيم شدن لهستان در سال 1772 بود كه اتريش به سوي شرق گسترش پيدا كرد. پس از مارياترزا، پسرش جوزف دوم به سلطنت رسيد و تلاش كرد از اختيارات ايالتها بكاهد و تمركزگرايي را حاكم كند اما با مقاومتهايي روبرو شد. در دوران حكومت او بورژوازي به نيرويي تاثيرگذار در عرصه فرهنگي و اجتماعي اتريش تبديل شد. در قرن هجدهم موسيقي و معماري در اين كشور رونق يافت و ادبيات در قرن نوزدهم به شكوفايي رسيد. در قرن هجدهم و نوزدهم اتريش چند بار با فرانسه وارد جنگ شد و از آن شكست خورد. اين كشور در سال 1813 در ائتلافي كه براي مقابله با ناپلئون تشكيل شده بود شركت كرد. در سال 1848 انقلاب گستردهاي در امپراتوري هابسبورگ به وقوع پيوست ولي به دليل اختلاف منافع اقتصادي طبقات متوسط و ضعيف نتوانست به موفقيت برسد. علاوه بر آن گروههاي انقلابي كه متشكل از آلمانيها، اسلاوها، مجارها و ايتالياييها بودند، اهداف ملي گرايانه متعارض داشتند. در سال 1848 ابتدا انقلابيون در وين به موفقيتهايي دست يافتند و توانستند «مترنيخ» (صدراعظم) را سرنگون كنند ولي نيروهاي امپراتوري به فرماندهي ژنرال وينديش، گراتزوين را بمباران و انقلابيون را سركوب كردند. پس از شكست انقلابيون سركوب و استبداد گسترش يافت. امپراتوري اتريش كه متشكل از مليتهاي گوناگون و نامتجانسي همچون آلماني،اسلاو، مجار و ايتاليايي بود، نتوانست مسئله قوميتها را در داخل مديريت كند و با قدرت يافتن ايتاليا و پروس دچار ضعف شد. علاوه بر آن با گسترش فقر، گرايشات سوسياليستي در آن قوت گرفت و در عرصه سياسي – اجتماعي نيز احساسات سامي ستيزي نسبت به يهوديان فقير در ايالتهاي شرقي گسترش يافت تا اينكه جنگ جهاني اول در سال 1914 در اروپا آغاز شد. پس از پايان جنگ نظام پادشاهي در اتريش سقوط كرد. به دنبال انقلاب مسالمتآميز احزاب سوسياليست و طرفدار «آلمان بزرگ» اتريش نظام جمهوري را براي خود برگزيد و بخشي از آلمان بزرگ شد. معاهده سنت ژرمن (Saint Germain) در سال 1919 مرزهاي كنوني اتريش را تعيين كرد و هر گونه اتحاد سياسي يا اقتصادي آن با آلمان را ممنوع نمود. اين معاهده اتريش را به كشوري كوچك با 7 ميليون جمعيت تبديل كرد كه يك سوم ساكنان آن در يك شهر بزرگ يعني وين زندگي ميكردند. اين شهر همچنين مركز صنعتي و مالي كشور بود. در سالهاي پس از جنگ جهاني اول قحطي و آنفولانزا سبب مرگ و مير گسترده در اين كشور و به ويژه در وين شد.در سالهاي بين دو جنگ جهاني اتريش با مشكلات داخلي متعددي مواجه شد و در دهه 1930 ميلادي آلمان در پي تاثيرگذاري بر تحولات داخلي اين كشور بود. سرانجام در سال 1938 نيروهاي آلماني اتريش را اشغال كردند. در سال 1945 نيروهاي اتحاد جماهير شوروي و امريكا اين كشور را از اشغال نيروهاي آلماني آزاد كردند و كشور به دو منطقه تحت كنترل شوروي و امريكا تقسيم شد. به دليل اختلافنظر شوروي با ساير نيروهاي متفقين اشغال اتريش تا سال 1955 ادامه يافت تا اينكه در 15 ماه مي 1955 معاهدهاي رسمي بين انگليس،فرانسه، امريكا و اتحاد جماهير شوروي امضا شد كه براساس آن حاكميت دولت اتريش بر كشور اعاده شد. اين معاهده داشتن تسليحات تهاجمي عمده را براي اتريش ممنوع كرد و اين كشور را ملزوم كرد به اتحاد جماهير شوروي خسارت بپردازد. اتريش پس از اين معاهده براساس قانون اساسي جديد خود «بيطرفي ابدي» كشور را اعلام كرد و به عضويت سازمان ملل متحد پذيرفته شد. موقعيت جغرافيايي اتريش در مركز اروپا واقع شده و با كشورهاي آلمان، جمهوري چك اسلواكي، مجارستان، اسلوني، ايتاليا، سوئيس وليختن اشتاين هم مرز است. اين كشور 83870 كيليومتر مربع وسعت دارد و به درياهاي آزاد راه ندارد. اتريش داراي آب و هوايي قارهاي است كه زمستانهايي سرد و تابستانهايي معتدل دارد. مناطق غربي و جنوبي اين كشور كوهستاني (كوهستانهاي آلپ) ومناطق شرقي و شمالي جلگهاي است. منابع طبيعي اين كشور شامل زغالسنگ، الوار، سنگآهن، روي، مس و كربن است و حدود 17 درصد از اراضي اين كشور قابل كشت ميباشد. اتريش براساس برآوردهاي جولاي 2006 (تير 1385) 8192880 نفر جميعت دارد كه 4/15 درصد آنها بين صفر تا 14 سال دارند، 5/67 درصد بين 15 تا 64 سال دارند. و 1/17 درصد 65 سال و بالاتر هستند. نسبت رشد جمعيت در اين كشور 09/0 درصد است. تركيب قومي جمعيت اين كشور براساس سرشماري سال 2001 چنين است:91 درصد اتريشي 4 درصد از اتباع يوگسلاوي سابق (شامل كرواتها، صربها بوسنياييها و اسلونيها)، 6/1 درصد ترك، 9/0 درصد آلماني و 4/2 درصد از ساير گروههاي قومي هستند. زبان رسمي اتريش، آلماني است و 98 درصد مردم اين كشور باسواد هستند. نوع حكومت اتريش جمهوري فدرال است و اين كشور به 9 ايالت تقسيم شده است. وضعيت اقتصادي اتريش داراي نظام اقتصادي مبتني بر بازار است و در اين كشور صنعت و كشاورزي نقش مهمي دارد. به دليل اينكه 47 درصد خاك اتريش پوشيده از جنگل است، توليد الوار،دامداري و محصولات دامي نقش مهمي در اقتصاد آن دارد. حدود 5 درصد جمعيت اين كشور در بخش كشاورزي اشتغال دارند و اتريش از لحاظ توليد مواد غذايي خود كفاست. محصولات اصلي كشاورزي عبارت است از سيبزميني چغندر قند، ميوه، جو، چاودار. بخش صنعت در اين كشور متنوع است و در 35 درصد از توليد ناخالص ملي نقش دارد. بيش از نيمي از صنايع اين كشور در منطقه وين مستقر شدهاند. پس از جنگ جهاني دوم دولت صنايع و بانكهاي اين كشور را ملي كرد تا نيروهاي اتحاد جماهير شوروي نتوانند آنها را به عنوان غرامت جنگي تصاحب كنند. صنايع اصلي اين كشور شامل توليد ماشينآلات، خودرو،آهن و فولاد صنايع غذايي،تجهيزات برقي،منسوجات، مواد شيميايي و كاغذ ميشود. بسياري از كانيهاي مورد نياز صنعت (كربن، آهن منيزيم مس، روي و زغالسنگ) در اين كشور وجود دارد. در سالهاي اخير صنايع خدماتي مانند بانكداري و بيمه نقش مهمي در اقتصاد اتريش ايفا ميكنند و تقريبا نيمي از نيروي كار اين كشور را به خود اختصاص دادهاند. مهمترين شركاي تجاري اين كشور آلمان، ايتاليا،اروپاي شرقي،ژاپن و ايالات متحده آمريكا هستند. در سالهاي آغازين دهه 1990روند خصوصيسازي شركتهاي بزرگ دولتي آغاز شد كه روند موفيتآميزي را پشت سر گذاشته است. دولت كنوني اتريش طرح بلندپروازانهاي براي خصوصيسازي تدوين كرده است تا نقش دولت را در اقتصاد هر چه بيشتر كاهش دهد. به دليل كوهستاني بودن اتريش، مزارع كشاورزي اين كشور همانند كشورهاي اروپاي غربي كوچك است و به همين دليل بهاي محصولات بالاست. پس از آنكه اتريش در سال 1995 به اتحاديه اروپا پيوست. بخش كشاورزي اين كشور نيز براساس «سياست مشترك كشاورزي اتحاديه اروپا» اصلاحات گستردهاي را شاهد بوده است. اين عضويت سبب جذب سرمايهگذاري خارجي در اين كشور شده است. مبادلات تجاري اتريش با 25 عضو اتحاديه اروپا حدود 71 درصد واردات و صادرات اين كشور را تشكيل ميدهد.
|