
[1]اشتباهات لپي با تغييرمفهوم!!
85/9/23
به خوبي نمي دانم و آمار و ارقامي هم در دسترس نيست كه لااقل متوجه شوم كه فيالمثل همين نوشتارهاي مختصر و مفيد كه در اين ستون به انعكاس حقايقي خاص ميپردازد و در ضمن از لحاظ (املائي و انشائي) با ساير نوشتهها، به دليل مضاميني كه دارد و پيامهاي گستردهاي كه مي رساند و آنهم خلاصه شده و موجز، تفاوتهائي دارد، چه تعداد خواننده به خود اختصاص داده و تا به حال چقدر مؤثر و مفيد بوده است ولي آنچه براي نويسنده اين ستون مطرح است، محتوا و پيامها و اشارات آنست كه صدالبته اين نوع نوشتارها به دليل استفاده از كلمات و جملاتي كه تا حدودي از دائرهي قلمرو نشريات خبري و اطلاعرساني خارج شده، هميشه به هنگام بازنويسي و (تايپ) اغلاطي چاپي در آن پديد ميآيد كه بايد خواننده بصير و فاضل اينگونه نوشتهها اين اشتباهات (لپي) و چاپي را به ديده اغماض بنگرد، و با بينش و دانش خود آنرا تصحيح نمايد. فيالمثل اگر تيتر نوشته و مطلب كه (طمع را نبايد كه چندان كني) در اشتباه چاپي (چندان) به (خندان) تغيير شكل و معنا بدهد، اين ديگر (اظهر من الشمس) است كه هيچگاه (طمع) نه تنها خندان نميشود، بلكه آخر و عاقبتش گريهآورهم هست و ساير موارد و حروف و لغات ديگر كه همينگونه تغييرشكل ميدهد و در نتيجه لطمات فراواني هم به (ريتم و آهنگ) مطلب و مضمون و محتواي آن ميزند. كه گناه اين امر به يقين متوجه نويسنده مطلب است كه نمونههاي چاپي را قبل از (ليآت) يا صفحهبندي مرور نميكند و نمي خواند، كه اين قصور و كوتاهي بر ميگردد به كمي دقت و فرصت و مراقبت دائم كه ميسر نميگردد. و همينجا بابت اين اغلاط چاپي و تغيير حروف از (بود) به (نبود) و (هست)به (نيست) و ساير موارد بايد عذرخواهي كرد كه خوانندگان فهيم ما از اين مهم آگاهي دارند و پوزش ما را ميپذيرند. در گذشتهها يعني سالهاي بسيار دور كه نه از (رايانه) خبري بود و نه از اين دستگاههاي جديد چاپي، و از حروف سربي براي چاپ استفاده ميشد، و حتي (فتوكپي) هم وجود نداشت تا نمونههاي چاپي مطالب را تكثير كند و در اختيار نويسندهاش قرار دهد نويسندگاني كه علاقمند بودند پس از اينكه مطالب و نمونههاي چاپي از زيردست سردبير و به خصوص (اديتوري) كه ظاهراً از طرف چاپخانه مأمور بازبيني اين نمونهها بود ولي به نوعي هم مراقب وابسته بود ميگذشت، خودش هم در چاپخانه حضور داشت و همانجا غلطگيري ميكرد. كه امروزه ديگر از آن مراسم خبري نيست و كار چاپ و روزنامه و حتي وظايف روزنامهنگاران به گونهي ديگريست كه در نتيجه بازهم به همان يكنفر يا چند خواننده عزيزي كه از اين اغلاط متعجب و نگران ميشوند، و آنرا دليل سهلانگاري نويسندهاش ميدانند، عرض ميشود كه اشتباهات (لپي) و روزمره را به (غنا و لطف) مطلب ببخشند!
كاظم جمشيديان