* حوریه یحیایی
بخش وسیعی از سرزمین ایران از کویر پوشیده شده است. حال تصور کنید بر فراز یک دشت وسیع از این کویر، انبوهی از پنلهای خورشیدی ایستادهاند و انرژی این خورشید سوزان را به برق تبدیل میکنند. حالا تصور کنید که صاحبان این نیروگاه خورشیدی، شما نیستید. شما فقط صاحب چند مترمربع از همان خاک بیآب و علف هستید که پنلها روی آن نصب شدهاند. یک شرکت متخصص آمده، ارزیابی کرده، پیشنهاد داده و با عقد قراردادی شفاف، زمین بلااستفاده شما را به یک دارایی مولد تبدیل کرده است. دارایی که ماه به ماه برایتان سرمایه می آفریند. این، تصویری سادهشده از مفهومی عمیق و اقتصادی است که میتواند کلید حل بسیاری از معضلات کارآفرینی و رشد اقتصادی در ایران باشد. اقتصاد داراییمحور یا مالیسازی داراییهای راکد غیرمالی. در کشوری که سرمایه در گردش کم است، نقدینگی سرگردان به سمت سوداگری میرود و تولید با مشکل منابع دست و پنجه نرم میکند، یک دریچه طلایی وجود دارد. نگاه کردن به ترازنامه ملی و یافتن آن دسته از داراییهای فیزیکی که نفس نمیکشند، ارزش افزوده ایجاد نمیکنند و در بهترین حالت، فقط نگهداری هزینهبر هستند. این داراییهای خفته، از ماشینآلات صنعتی گران قیمتی که هفتهها بیکار میمانند، تا انبارهای عظیم نیمهخالی در حاشیه شهرها، تا فضاهای تجاری وسیعی که تنها بخش کوچکی از آنها اجاره داده شده است، تا زمینهای کشاورزی متروکه، همگی تشکیل یک گنج پنهان را میدهند. گنجی که اگر هوشمندانه و با مدلهای کسبوکار نوین به کار گرفته شود، میتواند خالق موجی از فرصتهای زودبازده، مولد و اشتغالزا باشد.
ماهیت این فرصت، ریشه در یک پارادوکس آشکار اقتصادی ایران دارد. از یک سو، کمبود شدید سرمایه در دسترس برای کسبوکارهای کوچک و متوسط و استارتآپها احساس میشود. بانکها تمایل به تسهیلاتدهی محدود دارند و ریسکپذیری سرمایهگذاران خطرپذیر نیز بالا نیست. از سوی دیگر، حجم عظیمی از سرمایه به شکل فیزیکی و غیرنقد، در سراسر کشور راکد مانده است. این داراییها اغلب در اختیار نسل گذشتهای از صنعتگران، مالکان یا حتی نهادهای دولتی و عمومی است که یا دانش فنی بهرهبرداری بهینه از آنها را از دست دادهاند، یا انگیزه و منابع لازم برای تبدیل آنها به یک مدل درآمدی جدید را ندارند. اینجاست که کارآفرین نوین، نه با رویای ساخت یک دارایی از صفر، بلکه با نگاه یک متخصص بهرهوری و واسطهگر مالی هوشمند وارد میدان میشود. نقش او این است که این شکاف اطلاعاتی و انگیزشی را پر کند، اعتماد بسازد و با طراحی مدلهای مشارکتی شفاف، دارایی راکد را به چرخه اقتصاد تزریق کند. بیایید به یک مثال ملموس در صنعت تولید بپردازیم. دهها هزار کارگاه کوچک و متوسط در حوزههایی مانند قالبسازی، قطعهسازی، دکوراسیون و بستهبندی در ایران فعالند.