امروز: 1404 چهارشنبه 8 بهمن | Wednesday 28 Jan 2026 | اِلأَربِعا ٩ شعبان ١٤٤٧
چاپلوسی؛ دشمن خاموش بهره‌وری

* دکتر مصطفی یحیایی

در محیط‌های کاری مدرن، پدیده‌ای نگران‌کننده به کرات مشاهده می‌شود.مدیرانی که به جای جذب و پرورش استعدادهای مستقل و خلاق، به صورت ناخودآگاه یا آگاهانه، تیمی از بله قربان‌گوها در اطراف خود جمع می‌کنند. این تمایل، ریشه در نیازهای روانی عمیق‌تر، ترس‌های ناشی از ناامنی، و درکی نادرست از مفهوم رهبری دارد. چنین مدیرانی، مدیریت را معادل تسلط و کنترل مطلق می‌دانند و ستایش بی‌چون و چرا را نشانه‌ای از اقتدار و احترام قلمداد می‌کنند. آنان محیطی می‌سازند که در آن، مخالفت سازنده معادل بی‌احترامی و ایده‌پردازی مستقل تهدیدی برای جایگاه آن‌ها محسوب می‌شود. در نگاه اول، این مدیران ممکن است احساس امنیت و قدرت کنند، اما در حقیقت، خود و سازمان را در دام یک مارپیچ نزولی مهارناپذیر گرفتار می‌سازند.

پیامد اولیه و ملموس این رفتار، تشکیل تیمی ضعیف و هم‌گون است. وقتی معیار استخدام و ترفیع، نه شایستگی و قابل اتکا بودن که میزان توافق و چاپلوسی باشد، طبیعی است که افراد منتقد، صاحب‌رأی و بااستعداد یا جذب چنین محیطی نمی‌شوند یا به سرعت آن را ترک می‌کنند. آنچه باقی می‌ماند، مجموعه‌ای از افرادی است که اولویت اصلی آنان خشنود نگه داشتن رئیس به هر قیمتی است، نه پیشبرد اهداف سازمان. این افراد عموماً از ریسک پرهیز می‌کنند، از ارائه بازخورد صادقانه می‌ترسند و انرژی خود را صرف تحلیل خلق‌وخوی مدیر و گفتن آنچه می‌خواهد بشنود می‌کنند. در چنین فضایی، تفکر گروهی حاکم می‌شود. همه اعضا بدون بررسی انتقادی، به جهت‌گیری مدیر تمکین می‌کنند و امکان بررسی گزینه‌های مختلف یا شناسایی نقاط کور از بین می‌رود. این هم‌گونی مصنوعی، تیم را از یکی از ارزشمندترین دارایی‌هایش که همان تنوع دیدگاه‌ها است، محروم می‌کند. این ضعف تیمی به سرعت به تصمیم‌گیری‌های ضعیف و پرخطا منجر می‌شود. مدیرانی که فقط شنونده تحسین و تایید هستند، از واقعیت‌های سخت و اطلاعات ناخوشایند دور نگه داشته می‌شوند. آن‌ها تصویری تحریف‌شده و اغراق‌آمیز از عملکرد تیم، رضایت مشتری و موفقیت پروژه‌ها دریافت می‌کنند. در نتیجه، بر اساس داده‌های ناقص یا غلط تصمیم می‌گیرند. خطاها پنهان می‌مانند تا زمانی که تبدیل به بحران‌های بزرگ شوند و فرصت‌ها به دلیل ترس از ارائه ایده‌های غیرمتعارف نادیده گرفته می‌شوند. سازمان به سمتی حرکت می‌کند که مدیر فکر می‌کند درست است، نه سمتی که واقعاً درست است. این شکاف میان تصور و واقعیت، سازمان را در مسیرهای پرخطر قرار می‌دهد و توانایی تطبیق با تغییرات بازار و محیط رقابتی را به شدت تضعیف می‌کند. در مواقع بحران، که نیاز به خلاقیت، سرعت و نوآوری بیشتر است، چنین تیمی فاقد انعطاف و ابتکار عمل لازم خواهد بود.
علاوه بر آسیب‌های عملیاتی، فرهنگ سازمانی نیز به شدت مسموم می‌شود. 
محیطی که در آن صداقت تنبیه و چاپلوسی پاداش می‌گیرد، به سرعت تبدیل به زیست‌بومی از بی‌اعتمادی، ریاکاری و سیاست‌بازی می‌شود. کارکنان بااستعداد و بااخلاق که حاضر به مشارکت در این بازی نیستند، یا منزوی می‌شوند یا سازمان را ترک می‌کنند. انگیزه کاری از تعالی و پیشرفت به جلب رضایت لحظه‌ای مدیر تنزل می‌یابد. حس مالکیت و مسئولیت‌پذیری از بین می‌رود، زیرا موفقیت و شکست به درستی یا نادرستی تصمیمات مدیر گره می‌خورد، نه تلاش جمعی. این فرهنگ نه تنها بازدهی را کاهش می‌دهد، بلکه شهرت سازمان را به عنوان یک محل کار ناسالم تثبیت می‌کند، که جذب استعدادهای جدید را در آینده با دشواری زیادی مواجه خواهد ساخت.
ریشه‌های این مشکل غالباً در خود مدیر نهفته است. ناامنی شخصیتی، ترس از به چالش کشیده شدن، و نیاز شدید به تایید می‌تواند محرک اصلی چنین رفتاری باشد. برخی مدیران نیز ممکن است به اشتباه، این شیوه را راهی برای حفظ کنترل و کارایی بالا بدانند، در حالی که نتیجه کاملاً معکوس است. گاهی نیز ساختارهای سلسله‌مراتبی بسیار متمرکز و فرهنگ سازمانی سنتی، این الگو را تشویق و در طول زمان نهادینه می‌کند. شکستن این چرخه معیوب نیاز به یک بازنگری اساسی از سوی فرد مدیر و در صورت لزوم، مداخله سطوح بالاتر سازمان دارد. مدیر باید بپذیرد که قدرت واقعی رهبری، نه در احاطه شدن با موافقان، که در هدایت افرادی با دیدگاه‌های مستقل و قدرتمند است.
راه برون‌رفت از این دام، مستلزم تغییر نگرش و عمل مدیر است. باید به خاطر داشت که رهبر بزرگ بودن، تنها ساختن تیمی از مدیران مطیع نیست، بلکه ساختن تیمی است که در آن هر فرد احساس امنیت می‌کند تا بهترین اندیشه خود را به میدان آورد، اشتباهات را به عنوان فرصت یادگیری ببیند و برای موفقیت جمعی بیش از رضایت فردی یک مافوق تلاش کند. سازمان‌هایی که به چنین فرهنگی دست می‌یابند، نه تنها در برابر ناملایمات بازار انعطاف‌پذیرتر هستند، بلکه به محیطی تبدیل می‌شوند که استعدادهای برتر را جذب و حفظ می‌کنند. آینده متعلق به مدیران ارشدی است که اعتماد به نفس کافی برای گوش دادن به حرف‌های ناخوشایند دارند و قدرت خود را در توانایی تیم خود می‌بینند، نه در انعکاس تصویر خود در چاپلوسی اطرافیان.

 

لینک کوتاه:
http://www.tafahomnews.com/fa/Main/Detail/78133
تبلیغات
تفاهم آنلاین
تبلیغات
نقش نیوز
بعدی
قبلی

پیش‌بینی کاهش
۲۰ تا ۳۰ درصدی مصرف 
با توان کارورهای گاز
پروازهای خارجی 
طبق روال عادی 
انجام می‌شود

نقشه‌راه هوش مصنوعی انرژی‌های تجدیدپذیر تدوین می‌شود
چرا افزایش قیمت طلا و نقره از پیش‌بینی‌ها 
جلوتر افتاد؟
والدین و هنر 
پرورش نسل تاب‌آور در عصر بی‌قراریمدرک دیگر به کار بازار نمی‌آید...تحریم داخلی؟ 
ابلاغیه بورس کالا 
صادرات سیمان را متوقف کرد
توسعه پنل‌های خورشیدی معکوس 
برای تولید برق در شب

شدت مصرف انرژی در ایران سه برابر کشورهای توسعه‌یافته استآغاز مرحله دوم کالابرگ 
از ۱۵ بهمنچاپلوسی؛ دشمن خاموش بهره‌وری
  • شماره 5437
  • 1404 دوشنبه 6 بهمن

30 شماره آخر نشریه

ویژه‌نامه شماره 222