* امین رشیدی
در روزگاری که تورم افسارگسیخته، قدرت خرید مردم را تحلیل برده و بسیاری از بنگاههای اقتصادی با کاهش شدید تقاضا و افزایش هزینههای تمامشده دستوپنجه نرم میکنند، پرسش از امکان یا عدم امکان راهاندازی یک کسبوکار جدید، پرسشی سرنوشتساز و کاملاً بهجاست. فضای اقتصادی کنونی ایران، با ویژگیهایی همچون بیثباتی نرخ ارز، جهشهای قیمتی ناگهانی، کاهش ارزش پول ملی و پیشبینیناپذیری سیاستهای اقتصادی، محیطی مملو از ریسک برای فعالان اقتصادی ایجاد کرده است. در نگاه اول، چنین فضایی برای تولد یک کسبوکار جدید، کاملاً نامناسب به نظر میرسد؛ چراکه بسیاری از شاخصهای مرسوم برای سرمایهگذاری، نظیر ثبات بازار، قدرت پیشبینیپذیری هزینهها و درآمدها و وجود تقاضای مؤثر، دستخوش اختلال شدهاند. با این وجود، نمیتوان این گزاره را بهطور مطلق پذیرفت که در شرایط بحرانی، هرگونه اقدام کارآفرینانه محکوم به شکست است. تاریخ اقتصاد نشان داده است که بحرانها، علاوه بر تهدید، میتوانند بستری برای خلق فرصتهای نوین نیز باشند؛ مشروط بر آنکه کارآفرین با درک صحیح از ماهیت بحران، به تحلیل واقعبینانه بازار پرداخته و استراتژیهایی متناسب با شرایط تورمی تدوین کند.
پیش از هر اقدامی، ضروری است که ماهیت تورم و تأثیرات چندوجهی آن بر اجزای مختلف یک کسبوکار نوپا بهدرستی تبیین شود. تورم، صرفاً به معنای گران شدن کالاها نیست، بلکه به معنای اختلال در نظام قیمتها، کاهش شفافیت اطلاعاتی در بازار، تغییر رفتار مصرفکننده و افزایش هزینههای سرمایهای و عملیاتی است. در چنین شرایطی، مصرفکنندگان به دو دسته کلی تقسیم میشوند: گروهی که با کاهش شدید درآمد حقیقی مواجه شده و به دنبال کالاهای ضروریتر با قیمتهای پایینتر هستند و گروهی دیگر که به دنبال حفظ ارزش داراییهای خود، به سمت داراییهای سرمایهای یا کالاهای بادوام حرکت میکنند. بنابراین، یک کسبوکار جدید نمیتواند با فرضیه ثبات رفتار مصرفکننده، برنامهریزی کند. از سوی دیگر، زنجیره تأمین نیز با نوسانات قیمت مواد اولیه، مشکلات نقدینگی تأمینکنندگان و اختلالات لجستیکی مواجه است. از این رو، پاسخ به این پرسش که آیا اکنون زمان مناسبی برای راهاندازی کسبوکار است، در گرو شناخت دقیق این پیچیدگیها و تدوین راهبردی است که بتواند ضمن خنثیسازی اثرات منفی تورم، از فرصتهای احتمالی آن نیز بهرهبرداری کند.
یکی از مهمترین راهکارها برای کاهش آسیبپذیری در زمان راهاندازی کسبوکار در شرایط تورمی، انتخاب دقیق و هوشمندانه حوزه فعالیت است. در اقتصادهای پرنوسان، کسبوکارهایی که با نیازهای ضروری و غیرقابل حذف مردم سروکار دارند مانند مواد غذایی اساسی، خدمات درمانی پایه و برخی خدمات آموزشی ضروری، معمولاً مقاومت بیشتری در برابر شوکهای اقتصادی از خود نشان میدهند. تقاضا برای این کالاها و خدمات دارای کشش قیمتی پایینی است، به این معنا که مصرفکنندگان حتی با افزایش قیمت، ناچار به خرید آنها هستند. در مقابل، ورود به حوزه کالاهای لوکس، تفریحی و غیرضروری در دوران تورم شدید، با ریسک بسیار بالایی همراه است، زیرا این اقلام اولین مواردی هستند که از سبد مصرفی خانوار حذف میشوند. علاوه بر حوزههای ضروری، کسبوکارهایی که بتوانند راهحلی برای کاهش هزینههای مصرفکننده یا افزایش بهرهوری ارائه دهند، نیز میتوانند موفق باشند. برای مثال، کسبوکاری که پلتفرمی برای خرید و فروش کالاهای دستدوم ارائه دهد، یا خدماتی که به مصرفکنندگان در مدیریت بهینه مصرف انرژی یا کاهش هزینههای خانوار کمک کند، میتواند با استقبال روبهرو شود. همچنین، کسبوکارهای مرتبط با مشاوره مالی، سرمایهگذاری و حفظ ارزش داراییها، در شرایطی که مردم نگران کاهش ارزش پسانداز خود هستند، میتوانند بازار رو به رشدی را تجربه کنند.
پس از انتخاب حوزه مناسب، مدیریت سرمایه و تأمین مالی، حساس ترین بخش راهاندازی کسبوکار در دوران تورم است. مهمترین ویژگی اقتصاد تورمی، کاهش شدید ارزش پول در طول زمان است. اگر یک کارآفرین با یک سرمایه ثابت مثلاً دو میلیارد تومان کار خود را آغاز کند، ممکن است در میانه راه و پیش از رسیدن به نقطه سربهسر، متوجه شود که قدرت خرید سرمایه در گردش او بهشدت کاهش یافته و توان خرید مواد اولیه یا پرداخت هزینههای جاری را ندارد. بنابراین، تأمین مالی باید به گونهای طراحی شود که همزمان با رشد کسبوکار، بتواند اثر تورم را خنثی کند. یکی از استراتژیهای مؤثر در این زمینه، تأمین سرمایه اولیه به میزانی فراتر از نیازهای پیشبینیشده در شرایط عادی است تا بتوان افزایش هزینههای مدیریت کسبوکار برای کنترل دقیق موجودی، هزینهها و فروش، در شرایطی که هر تصمیم اشتباه میتواند زیان هنگفتی به بار آورد، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک الزام است.
در نهایت، باید به پرسش اصلی بازگردیم: آیا در شرایط حساس کنونی، زمان احداث یک کسبوکار جدید است؟ پاسخ به این پرسش، مطلق نیست. شرایط فعلی، قطعاً برای کارآفرینان بیتجربه، خوشبین و آنهایی که به دنبال سودهای سریع و بدون تلاش هستند، بسیار نامناسب و خطرناک است. نرخ بالای شکست کسبوکارها در چنین دورهای، گواه این مدعاست. اما برای کارآفرینان آگاه، واقعبین و با برنامه که دارای تحلیل درستی از محیط پیرامون، ریسکها و فرصتهای آن هستند، این شرایط میتواند یک پنجره فرصت محسوب شود. زیرا رقبای ضعیفتر یکی پس از دیگری از میدان به در میشوند، مشتریان به دنبال راهحلهای جدید برای مشکلات جدید خود هستند و بازار در حال بازآفرینی خود بر اساس واقعیتهای جدید است. کسی که بتواند در این وانفسا، مدل کسبوکاری طراحی کند که در برابر تورم مقاوم باشد، ساختاری چابک و منعطف داشته باشد، بر نیازهای ضروری و واقعی مردم تمرکز کند و با صداقت و شفافیت، اعتماد جامعه را جلب نماید، نه تنها میتواند از موج بحران عبور کند، بلکه میتواند پایههای امپراتوری اقتصادی خود را در فردای پس از بحران مستحکم بنا نهد. بنابراین، زمان حال، نه زمان ترسیدن و دست روی دست گذاشتن است و نه زمان حرکت کورکورانه و احساسی. این زمان، زمان تفکر عمیق، تحلیل دقیق، طراحی هوشمندانه، و سپس اقدام شجاعانه اما حسابشده است. بحران، همیشه تهدید صرف نیست؛ برای ذهنهای خلاق و آماده، بزرگترین فرصت برای دیده شدن و پیشتازی است.