* دکتر حوریه یحیایی
در جهان امروز، مرزهای سنتی بازار کار در حال رنگ باختن است. مدل کلاسیک استخدام تماموقت و دائمی که برای چندین دهه، تصویر ذهنی شغل ایدهآل را شکل میداد، جای خود را به اشکال متنوعتری از کار میدهد. خوداشتغالی، فریلنسینگ و کارآفرینی های خرد، نه یک استثنا، بلکه به یک جریان اصلی و رو به رشد در اقتصادهای توسعهیافته و درحال توسعه تبدیل شدهاند. با این حال، ساختارهای حقوقی، حمایتی و رفاهی که عمدتاً در قرن بیستم و متناسب با اقتصاد کارخانهای و استخدام انبوه دولتی طراحی شدهاند، به سختی میتوانند خود را با این واقعیت جدید تطبیق دهند. اینجاست که معمایی عمیق و فراگیر شکل میگیرد: از یک سو، جامعه و اقتصاد به سمت خوداشتغالی و کار مستقل پیش میرود و از سوی دیگر، شبکههای ایمنی اجتماعی نظیر بیمه، بازنشستگی و حمایتهای قانونی، همچنان حول محور کارفرما کارمند تعریف میشوند. این شکاف عمیق میان امنیت و خوداشتغالی، به یکی از مهمترین موانع پیش روی افرادی بدل شده که جرات میکنند از قفس امن اما محدودکننده استخدام رسمی خارج شده و پای در مسیر پر فراز و نشیب استقلال شغلی بگذارند.
این معما ریشه در تصورات دیرینه ما از مفهوم شغل واقعی دارد. در ناخودآگاه جمعی بسیاری از جوامع از جمله ایران، شغل واقعی همچنان با مفاهیمی همچون حضور در یک محل کار مشخص، داشتن یک کارفرما، دریافت حقوق ماهیانه ثابت و برخورداری از مزایای پایان خدمت و بازنشستگی گره خورده است. خوداشتغالی، فریلنسینگ و حتی راهاندازی یک کسب و کار کوچک، اغلب به عنوان فعالیتی موقتی، حاشیهای یا حتی تفننی تلقی میشود که در بهترین حالت، میتواند درآمدی جانبی را برای فرد به همراه آورد، اما هرگز نمیتواند جایگزینی برای یک شغل واقعی باشد. این نگاه که ریشه در ساختارهای آموزشی، فرهنگی و حقوقی ما دارد، بزرگترین مانع روانی و اجتماعی بر سر راه توسعه خوداشتغالی است. والدین هنوز ترجیح میدهند فرزندشان با قبولی در یک آزمون استخدامی، جایی داشته باشد تا اینکه او را در مسیر پر مخاطره کارآفرینی تشویق کنند. این طرز فکر، نه فقط یک تعصب فرهنگی، که حاصل سالها تجربه زیسته از ناامنیهای بازار کار غیررسمی است. مردم به خوبی دریافتهاند که بدون پشتوانههای قانونی و حمایتی نهادهای رسمی، خوداشتغالی میتواند به سرعت به شغلی ناپایدار و پراسترس تبدیل شود.
در قلب این ناامنی، مسئله تأمین اجتماعی و پوشش بیمهای قرار دارد. نظام تأمین اجتماعی در ایران، همچون بسیاری از کشورهای دیگر، بر مبنای رابطه کارفرما و کارمند بنا شده است. در این مدل، کارفرما موظف است بخشی از حق بیمه کارگر یا کارمند خود را پرداخت کند و اینگونه، فرد در ازای سالها کار، خود را تحت پوشش بازنشستگی، ازکارافتادگی و درمان میبیند.