* دکتر مهسا صالحی
در هزارتوی پیچیده مدیریت سازمانها، پدیدهای فراگیر و آشنا وجود دارد که اگرچه ظاهری پویا و تحولگرا دارد، اما در باطن خود به یکی از موانع اصلی پیشرفت و توسعه تبدیل شده است. این پدیده که میتوان آن را سندرم تخریب بنیادین یا چرخ را از نو اختراع کردن نامید، زمانی رخ میدهد که مدیری جدید بر مسند کاری مینشیند و بدون درنگ و تأمل، تمام آنچه را پیشینیان ساخته و پرداختهاند، یکسره کنار میزند، عملکرد آنان را زیر سؤال میبرد و گویی که سازمان در لحظه تحویل گرفتن او متولد شده است، شروع به طراحی سیاستها و ساختارهایی میکند که به گمان خود کاملا نو و بدیع هستند. این مدیران، در کوری تعصب و خودبزرگبینی، از دیدن نکات مثبت و دستاوردهای ارزشمند مدیران پیشین عاجزند و هر آنچه متعلق به گذشته است را با برچسب قدیمی و ناکارآمد به کناری مینهند. غافل از آنکه این رویکرد نه تنها نماد قدرت و خلاقیت نیست، که نشانهای از ضعف مدیریتی، ناپختگی فکری و عدم درک عمیق از ماهیت پویای سازمانهاست. این بیماری مزمن که در کشورهای در حال توسعه شیوعی چشمگیر دارد، در تضاد کامل با رویکرد مدیران جوامع توسعهیافته است که پیوستگی، تداوم و بهبود مستمر را بر ویرانی و بازسازی مطلق ترجیح میدهند.
برای درک ریشههای این پدیده، باید به عمق فرهنگ سازمانی و بافت اجتماعی جوامع در حال توسعه سفر کرد. در این جوامع، مدیریت اغلب با قدرت مطلق و تصمیمگیریهای شخصی عجین شده است. مدیری که پا به عرصه سازمان میگذارد، خود را وارث یک میراث نمیبیند، بلکه فاتحی میپندارد که باید برای اثبات شایستگیهای خود، همه نشانههای دوران پیشین را محو کند. این نگاه ریشه در نوعی خودشیفتگی سازمانی دارد که فرد را بر نهاد مقدم میدارد و منافع شخصی و اعتبار خود را در گرو نفی دیگری میبیند. او گمان میکند پذیرش دستاوردهای مدیر قبلی، به معنای کمتوانی و عدم خلاقیت اوست. از این رو، برای نشان دادن تفاوت خود، ناگزیر است همه چیز را تغییر دهد، حتی اگر آن تغییرات به قیمت نابودی داشتههای ارزشمند سازمان تمام شود. این مدیران فراموش میکنند که سازمانها موجوداتی زنده و پویا هستند که هر دوره از حیات خود، تجربیات و دستاوردهایی را به ارث میگذارند که میتواند پلی به سوی آینده باشد.
در مقابل، در کشورهای توسعهیافته، مدیریت فرآیندی تدریجی و تداومیابنده است. مدیران در این جوامع، خود را حلقهای از یک زنجیره طولانی میدانند که وظیفه دارند سازمان را با حفظ داشتهها و بهرهگیری از تجربیات پیشینیان، یک گام به جلو ببرند. آنان پیش از هر اقدام، به مطالعه دقیق تاریخچه سازمان، تحلیل نقاط قوت و ضعف دورههای قبل و شناسایی ظرفیتهای موجود میپردازند.