* امین رشیدی
اگر در گذشته نفت، طلا و منابع طبیعی، مهمترین داراییهای اقتصادی جهان محسوب میشدند، در عصر دیجیتال توجه انسان به یکی از ارزشمندترین منابع تبدیل شده است. شرکتها، رسانهها و کسبوکارهای نوظهور دریافتهاند که در دنیای مملو از اطلاعات، کمیابترین و گرانبهاترین دارایی نه پول و نه حتی داده، بلکه زمان و توجه انسان است. هر فرد تنها بیستوچهار ساعت در شبانهروز در اختیار دارد و بخش قابل توجهی از این زمان صرف مشاهده محتوا، استفاده از شبکههای اجتماعی، تماشای ویدئوها، مطالعه اخبار و تعامل با فضای دیجیتال میشود. به همین دلیل رقابت اصلی بسیاری از کسبوکارهای امروزی بر سر جلب، حفظ و هدایت توجه کاربران شکل گرفته است. این پدیده که با عنوان اقتصاد توجه شناخته میشود، به یکی از مهمترین ویژگیهای عصر دیجیتال تبدیل شده و همزمان زمینه ظهور نوعی مهندسی سلیقه را فراهم آورده است که بر انتخابها، خواستهها و سبک زندگی افراد تأثیر میگذارد. اقتصاد توجه بر این فرض استوار است که ذهن انسان ظرفیت محدودی برای تمرکز دارد.
در جهانی که میلیونها محتوا هر لحظه تولید و منتشر میشوند، آنچه ارزش اقتصادی پیدا میکند توانایی جلب نگاه و تمرکز مخاطب است. هر ثانیهای که یک کاربر در یک پلتفرم سپری میکند، برای صاحبان آن پلتفرم ارزش مالی دارد. به همین دلیل بسیاری از شرکتهای فناوری مدلهای کسبوکار خود را بر پایه جذب و نگهداری کاربران بنا کردهاند. شبکههای اجتماعی، سرویسهای پخش ویدئو، موتورهای جستوجو، پلتفرمهای خبری و حتی بسیاری از بازیهای آنلاین، نمونههایی از کسبوکارهایی هستند که درآمد آنها مستقیماً با میزان توجه کاربران ارتباط دارد.
در چنین ساختاری، الگوریتمها نقش تعیینکنندهای پیدا میکنند. این سیستمها به طور مداوم رفتار کاربران را تحلیل میکنند تا تشخیص دهند چه نوع محتوا، چه موضوعاتی و چه سبک ارائهای بیشترین میزان تعامل را ایجاد میکند. هر کلیک، هر لایک، هر اشتراکگذاری و حتی مدت زمانی که فرد روی یک محتوا مکث میکند، به دادهای تبدیل میشود که برای شناخت بهتر مخاطب مورد استفاده قرار میگیرد. نتیجه این فرایند آن است که کسبوکارها نه تنها به دنبال پاسخ دادن به نیازهای موجود کاربران هستند، بلکه تلاش میکنند نیازها، علایق و ترجیحات جدیدی نیز در آنها ایجاد کنند. یکی از مهمترین نمونههای کسبوکارهای شکل گرفته در اقتصاد توجه، صنعت اینفلوئنسری است. در گذشته تبلیغات عمدتاً از طریق رسانههای سنتی انجام میشد، اما امروزه افراد پرمخاطب در شبکههای اجتماعی به رسانههایی مستقل تبدیل شدهاند. ارزش اقتصادی بسیاری از اینفلوئنسرها نه در تولید یک محصول خاص، بلکه در توانایی آنها برای جلب توجه و تأثیرگذاری بر مخاطبان نهفته است.