امروز: 1405 شنبه 14 شهريور | Saturday 5 Sep 2026 | اِسَّبِت ٢٢ ربيع الاول ١٤٤٨
از دلوار تا هرمز؛ جنوب هنوز قصه ایستادن دارد

* آرش حسینی
بعضی اسم‌ها را می‌شود در کتاب تاریخ خواند و از کنارشان گذشت. بعضی اسم‌ها اما انگار هر چند سال یک‌بار دوباره از دل تاریخ بیرون می‌آیند و روبروی ما می‌ایستند. رئیسعلی دلواری از همین اسم‌هاست.
مردی از جنوب؛ از جایی که گرمای آفتاب، بوی دریا و سختی زندگی با هم آمیخته‌اند. بیش‌تر از یک قرن پیش، وقتی نیروهای انگلیسی به جنوب ایران آمدند، او می‌توانست مثل خیلی‌ها سرش را پایین بیندازد و بگوید این جنگ قدرت‌هاست و به من ربطی ندارد.اما نرفت. ایستاد.نه چون ایران آن روز بی‌مشکل بود؛ نه به‌خاطر اینکه حکومت وقت بی‌نقص بود یا مردم در رفاه زندگی می‌کردند. ایران آن روز هم گرفتار ضعف و آشفتگی و اختلاف بود. اما رئیسعلی یک چیز را خیلی خوب می‌فهمید؛ او درک کرده بود که اگر خانه مشکل دارد، معنایش این نیست که غریبه حق دارد در را بشکند و وارد شود. شاید تمام قصه او همین باشد.هر سال در ۱۲ شهریور ماه که از رئیسعلی دلواری حرف می‌زنیم، اما اگر فقط چند جمله درباره استعمار انگلیس بنویسیم و از کنارش عبور کنیم، چیزی از حقیقت آن روزها و مقاومت مردم در آن دوران نفهمیده‌ایم.باید کمی مکث کرد و خودمان را جای آدم‌های آن زمان گذاشت؛ آدم‌هایی که یک روز دیدند جنگ، دیگر خبری در دوردست نیست. کشتی‌های جنگی نزدیک شده‌اند، نیروی خارجی آمده است. خانه و خاک و آبشان دیگر فقط یک مفهوم روی نقشه نبود؛ چیزی است که ممکن است از دست برود.اکنون سال‌ها گذشته؛ کشتی‌ها و سلاح‌ها عوض شده‌اند. 
جهان هم دیگر جهان رئیسعلی نیست اما جنوب ایران هنوز همان جنوب است.خلیج فارس هنوز هم برای ایران فقط یک پهنه آبی نیست. آنجا خانه هزاران خانواده است؛ محل کار صیادان، بندر، جزیره، نفتکش‌ها، سربازان و دریانوردان است. آنجا بخشی از زندگی روزمره مردمی است که شاید هیچ‌وقت نامشان در تیتر اخبار نیاید.در همین جغرافیا، سال‌ها بعد از رئیسعلی، علیرضا تنگسیری مسئولیت دفاع از آب‌های جنوبی ایران را برعهده داشت و در جنگ اخیر رمضان بعد از به ستوه آوردن دشمن در هوا و دریا مردانه و مظلومانه به شهادت رسید.میان دلواری و تنگسیری بیش از یک قرن فاصله است. شرایط آن‌ها یکی نبود، ساختارهایی که آن‌ها با آن مواجه بودند یکی نبود، دشمنان‌شان هم یکی نبودند. اما چیزی میان این دو نام، به شکل عجیبی آشناست؛ جنوب، دفاع از خاک و تصمیمی که در لحظه خطر باید گرفته شود و با جانشان برای دفع دشمن از خاک خطر کردن است.
در این نوشته قصد نداریم بگوئیم باید اختلاف سیاسی را کنار بگذاریم؛ اتفاقاً می‌شود از سیاست‌های کشور انتقاد کرد، می‌شود از اقتصاد ناراضی بود، می‌شود از مدیران سؤال کرد و حتی می‌شود از تصمیم‌های غلط عصبانی شد اما میان نقد خانه و خانواده و سپردن خانه به مهاجم فاصله زیادی است.شاید این همان نقطه‌ای باشد که تاریخ رئیسعلی هنوز برای ما حرف دارد.
ادامه در صفحه 2

لینک کوتاه:
http://www.tafahomnews.com/fa/Main/Detail/80437
تبلیغات
تفاهم آنلاین
تبلیغات
بعدی
قبلی

تکمیل زیرساخت‌های حکمرانی داده‌محور، پیش‌نیاز تحول 
در مدیریت کشور استافتتاح دو نیروگاه خورشیدی و « ابر دولت»بازار مسکن 
در دوراهی 
قیمت و قدرت خرید
شمارش معکوس 
برای پایان 
خاموشی‌ها
از دلوار تا هرمز؛ 
جنوب هنوز 
قصه ایستادن داردفعال‌سازی کریدورها 
برای حفظ تجارت ایران با همسایگان
فرمان اقتصاد در دست بازار نامرئی
جهش۲ برابری قیمت لوازم خانگی
دارایی‌های بلوکه‌شده بانک‌ها؛ 
غول خفته در ترازنامه که بیدار نمی‌شود
بازآفرینی 
مراکز رشد در عصر هوش مصنوعیپرداخت مستقیم حقوق 
کارکنان شرکتی از پایان شهریورروایتی از سختی ها و امیدهای صنعت چاپ ایران
  • شماره 5575
  • 1405 شنبه 14 شهريور

30 شماره آخر نشریه

ویژه‌نامه شماره 222