امروز: 1405 شنبه 4 مهر | Saturday 26 Sep 2026 | اِسَّبِت ١٣ ربيع الثاني ١٤٤٨
عقربه‌ها به وقت رفتن می‌نوازند

* حسین یحیایی
مدیر مسوول

تقویم‌ها هر ساله با رسیدن واپسین روزهای شهریور، ناگاه بوی خاکستر و باروت می‌گیرند. باد پاییزی از فراز نخل‌های بی‌سر اروندو رمل‌های تفدیده فکه می‌گذرد و بر گیسوان سپید مردانی می‌وزد که روزگاری در معبر مرگ ایستادند تا ملتی بر جای بماند. اما این پاییز، شبیه پاییزهای دهه‌های گذشته نیست.عقربه‌های زمان بی‌رحمانه شتاب گرفته‌اند و حقیقت تلخ و عریانی در برابر دیدگان ما رخ نموده است. نسل ایثارگران و بازماندگان هشت سال نبرد، نفس‌های پایانی خود را شماره می‌کنند.
اگر آن روزها، جوانی بیست ساله بود که برپیشانی‌اش سربند «یا حسین» می‌بست و از میان اشک و قرآن مادر راهی خطوط مقدم می‌شد،امروز پیرمردی است که بار سنین شصت و هفتاد را با تنی پر از ترکش و ریه‌ای سوخته ازگازهای خردل به دوش می‌کشد، جسمی خسته و روحی گداخته که آسیب‌های سهمگین دوران جنگ،قامت او را شبیه کهنسالانی هشتاد ساله فرسوده است. کاروان دارد رد پای خویش را از کوچه و خیابان‌های این شهر پاک می‌کند. تا چشم کار می‌کند، جای خالی پدران و مادران شهدا است،نسلی پربرکت که چشم‌انتظاری را به خاک سپردند و دیگر مادری در آستانه در نیست که با چشمان کم‌سو آمدن پاره تنش را از معراج شهدا رصد کند.
چند صباحی دیگر، صدای لااله‌الاا... که این روزها مدام از محله‌های شهر بلند می‌شود و تشییع آزاده‌ای رنجور یا جانبازی تاول‌زده را خبر می‌دهد، به نقطه‌ای خواهد رسید که برای یافتن یک راوی زنده از والفجرها و کربلاها،خبرنگاران و نسل‌های آینده باید وجب به وجب خاک این سرزمین را بکوبند و در پی مردی فرتوت باشند که حتی نای سخن گفتن هم برایش نمانده است. این متن، واگویه‌ای است بر مزاردل‌های سوخته؛ سوگ‌نامه‌ای برای رزمندگان، شهدا، جانبازان، آزادگان، و رنج بی‌انتهای خانواده‌هایشان، همسران صبور، فرزندان چشم‌به‌راه و پدران و مادرانی که عمر بر سر این عاشقی نهادند.
اکنون که در آستانه هفته دفاع مقدس ایستاده‌ایم،زمانی برای بازبینی خودمان، نه برای سخنرانی‌های کلیشه‌ای و تکراری و پر از تعارفات اداری. وظیفه امروز ما، بیرون کشیدن گنجینه‌های پنهان در سینه این پیرمردان و کهنه‌سربازان است. باید به پای صحبت رزمندگانی بنشینیم که هنوز در گوشه روستاها و محله‌های پایین‌شهربا فقر و تنهایی دست و پنجه نرم می‌کنند. باید اشک‌های پنهان فرزندان و همسران شهدارا درک کنیم و به غربت پدران و مادران در بستر بیماری احترام بگذاریم. نسل بازماندگان دفاع مقدس در حال خاموشی است. این شمع‌های رو به اتمام، زمانی مشعل‌های فروزان آزادی و تمامیت ارضی این آب وخاک بودند. بیایید تا چراغ این خانه به کلی خاموش نشده، پیش از آن که این نام‌ها تنها سنگ‌نوشته‌هایی بر گورستان‌ها شوند، غبار فراموشی را از چهره‌های نجیب‌شان بزداییم و میراث گرانبهای غیرت و ایثارشان را به رگ‌های نسل جوانی تزریق کنیم که تشنه حقیقت و هویت خویش است. مبادا فردا بر مزار خاموش آخرین کهنه‌سرباز بایستیم و حسرت گذشته‌ای را بخوریم که فرصت درک و ثبت آن را داشتیم و به باد سپردیم.

لینک کوتاه:
http://www.tafahomnews.com/fa/Main/Detail/80582
تبلیغات
تفاهم آنلاین
تبلیغات
بعدی
قبلی

یکپارچه‌سازی سکوها و پلتفرم‌های خدمات فضاییپاییز پرنوسان 
در ایستگاه 
بازار خودرو
زمان ترخیص و توقف کالا در گمرک 
نصف شد
عقربه‌ها به وقت رفتن می‌نوازندنسخه خروج صنعت از رکود؛ تامین انرژی و پایان انحصار

 تا آخرین لحظه مقاومت می‌کنیم
۱۷۰۰ مگاوات 
نیروگاه خورشیدی وارد مدار شد

بیشترین شکایت بیمه‌ای 
از کدام بخش‌هاست؟رویش کسب‌وکارهای نوپا در شکاف تحریم
  • شماره 5590
  • 1405 شنبه 4 مهر

30 شماره آخر نشریه

ویژه‌نامه شماره 222