* دکتر جواد فرشباف ماهریان
رئیسکل پیشین
بیمه مرکزی ایران
اقتصاد ایران در سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری با مجموعهای از ریسکهای درهمتنیده مواجه بوده است؛ تورم، کاهش قدرت خرید، محدودیتهای بینالمللی، نوسانات بازارهای مالی، دشواری تأمین مالی و افزایش هزینههای تولید، تنها بخشی از متغیرهایی هستند که تصمیمگیری اقتصادی را برای خانوارها و بنگاهها پیچیدهتر کردهاند. در چنین شرایطی، توسعه اقتصادی بیش از آنکه صرفاً به افزایش منابع مالی وابسته باشد، به کیفیت تخصیص منابع، مدیریت ریسک و افزایش تابآوری نظام مالی نیاز دارد.
در این میان، دو نهاد بانک و بیمه، دو رکن اساسی نظام مالی کشورند که هر یک از زاویهای متفاوت، وظیفه تجهیز و حفاظت از منابع اقتصادی را بر عهده دارند. بانک، با تجهیز سپردهها و هدایت منابع به سمت فعالیتهای اقتصادی، نقش مهمی در تأمین مالی دارد و بیمه با پذیرش و مدیریت ریسک، استمرار فعالیتهای اقتصادی را در مواجهه با حوادث و عدم قطعیتها تضمین میکند. بنابراین، رابطه بانک و بیمه را نباید صرفاً در قالب یک همکاری تجاری یا فروش متقابل محصولات تعریف کرد؛ این رابطه میتواند بخشی از معماری تابآوری اقتصاد ایران باشد.
در واقع، هرچه تأمین مالی یک بنگاه از مسیر نظام بانکی گستردهتر شود، نیاز به پوشش ریسک نیز افزایش مییابد. تسهیلات اعطایی به یک واحد تولیدی، بدون پوشش مناسب ریسکهای مرتبط با داراییها، مسئولیتها، توقف فعالیت و سایر مخاطرات، برای بانک و مشتری هر دو با ریسک مواجه است. از سوی دیگر، بیمه نیز برای توسعه بازار خود به شبکههای گسترده، اطلاعات اقتصادی و کانالهای ارتباطی مؤثر نیاز دارد. از این منظر، بانک و بیمه نه رقیب یکدیگر، بلکه مکمل یکدیگرند.
بانک-بیمه (Bancassurance) در بسیاری از اقتصادهای دنیا از همین نقطه شکل گرفته است؛ یعنی استفاده از ظرفیت شبکه بانکی برای عرضه خدمات بیمهای و در سطحی بالاتر، طراحی زنجیرهای یکپارچه از خدمات مالی. البته نباید تصور کرد که بانک-بیمه صرفاً به معنای قرار دادن یک محصول بیمهای در کنار خدمات بانکی است. اگر این همکاری به فروش محصول محدود شود، بخش مهمی از ظرفیت آن نادیده گرفته شده است. هدف اصلی باید ایجاد یک تجربه مالی یکپارچه برای مشتری باشد؛ تجربهای که در آن تأمین مالی، سرمایهگذاری، پسانداز و مدیریت ریسک در کنار یکدیگر دیده شوند.
شرایط اقتصادی ایران، ضرورت این نگاه را دوچندان میکند. در محیط تورمی، خانوارها و بنگاهها بیش از گذشته نیازمند ابزارهایی هستند که بتوانند ارزش داراییها و جریان درآمدی خود را در برابر ریسکهای مختلف محافظت کنند. در چنین فضایی، بیمههای زندگی، محصولات سرمایهگذاریمحور و پوششهای متناسب با نیاز بنگاهها میتوانند در کنار خدمات بانکی، نقش مهمی در مدیریت مالی خانوار و بنگاه ایفا کنند.
تجربه جهانی نیز نشان داده است که بیمههای زندگی، علاوه بر نقش حمایتی، میتوانند از طریق تجهیز پساندازهای بلندمدت به توسعه بازارهای مالی و افزایش عمق سرمایهگذاری کمک کنند. این ظرفیت، در ایران هنوز بسیار کمتر از اندازه واقعی خود مورد استفاده قرار گرفته است. در برنامههای تحول صنعت بیمه نیز از سالها قبل بر ضرورت توسعه بیمههای زندگی، محصولات جدید، فناوری اطلاعات و تعامل مؤثرتر با سایر ذینفعان تأکید شده بود.
از سوی دیگر، بانکها نیز میتوانند با استفاده از ظرفیت شرکتهای بیمه، کیفیت مدیریت ریسک پرتفوی اعتباری خود را ارتقا دهند. بیمه اعتباری، بیمه اموال و داراییها، بیمه مسئولیت و پوششهای مرتبط با پروژههای اقتصادی، در کنار خدمات تأمین مالی، میتوانند زنجیرهای کاملتر برای حمایت از فعالیت اقتصادی ایجاد کنند. به بیان دیگر، تأمین مالی بدون مدیریت ریسک، نیمی از راه است.
البته توسعه این روابط نیازمند الزامات مهمی است. نخست، باید از نگاه کوتاهمدت و صرفاً فروشمحور فاصله گرفت. همکاری بانک و بیمه زمانی پایدار خواهد بود که منافع سه ضلع اصلی آن، یعنی بانک، شرکت بیمه و مشتری، همزمان تأمین شود. دوم، زیرساختهای اطلاعاتی و فناوری باید توسعه یابد تا تبادل داده، ارزیابی ریسک و ارائه خدمات به شکلی سریع، شفاف و امن انجام شود. سوم، طراحی محصولات مشترک باید بر مبنای نیاز واقعی مشتری صورت گیرد، نه صرفاً ظرفیت فروش شبکه بانکی یا بیمهای.
در این مسیر، شبکه بانکی میتواند به یکی از مهمترین کانالهای توسعه فرهنگ بیمه تبدیل شود و صنعت بیمه نیز میتواند در کنار بانکها، مفهوم مدیریت ریسک را از سطح یک خدمت جانبی به بخشی از تصمیمگیری مالی مشتری ارتقا دهد. نتیجه چنین همکاریای، تنها افزایش فروش بیمه یا منابع بانک نخواهد بود؛ بلکه میتواند به کاهش ریسک اعتباری، افزایش امنیت سرمایهگذاری، حفظ دارایی خانوارها و بنگاهها و در نهایت افزایش تابآوری اقتصاد منجر شود.
امروز بیش از هر زمان دیگری به همکاری میان ارکان نظام مالی نیاز داریم. بانک، بیمه و بازار سرمایه هر کدام بخشی از یک منظومه واحد هستند و توسعه یکی، بدون توجه به دیگری، نمیتواند به توسعه متوازن نظام مالی منجر شود. همانگونه که در گذشته نیز بر رشد متناسب سه رکن بانک، بیمه و بورس و ضرورت تعامل بیشتر میان آنها تأکید شده است، آینده نظام مالی ایران در گرو عبور از جزیرهای عمل کردن و حرکت به سوی همافزایی نهادی است.
در نهایت، تعمیق رابطه بانک و بیمه را باید نه یک انتخاب مقطعی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای اقتصاد ایران دانست. اقتصادی که با ریسکهای متعدد مواجه است، به نهادهای مالی قدرتمند، مکمل و هماهنگ نیاز دارد. بانک باید بتواند منابع را به سوی فرصتها هدایت کند و بیمه باید اطمینان دهد که وقوع ریسک، این فرصتها را از میان نمیبرد. پیوند هوشمندانه این دو، میتواند یکی از پایههای مهم برای ساختن اقتصادی تابآورتر، مطمئنتر و آمادهتر برای آینده باشد.