* کیانوش اسماعیلی راد
در روزهایی که خبرهای مربوط به جنگ و ناآرامیهای منطقهای، مثل موجی بیوقفه از رادیو و تلویزیون و شبکههای اجتماعی به خانهها میرسد، یکی از پرتکرارترین موضوعاتی که خانوادهها را درگیر خود کرده، پرسش از حضوری یا مجازی بودن مدارس است. بزرگترها شاید بتوانند این حجم از اخبار متناقض و تصمیمهای ناگهانی را با تحلیل، تجربه و کمی بیتفاوتی هضم کنند، اما کودکان و نوجوانان چنین توانی ندارند. آنها جهان را از دریچه امنیت خانه، آغوش پدر و مادر و نظم مدرسه میفهمند. وقتی این نظم متزلزل میشود و بزرگترها مدام از جنگ، حمله، تعطیلی، آموزش مجازی و خطرهای احتمالی حرف میزنند، کودک حتی اگر معنای دقیق جنگ را نداند، اضطراب را در صداها، نگاهها و سکوتهای ما میشنود.
او نمیداند فردا مدرسه باز است یا نه، دوستانش را میبیند یا نه، اما خوب میفهمد که چیزی در اطرافش درست نیست. همین ابهام، بستر اصلی استرس و اضطراب کودکانه است. نخستین نکته این است که کودکان، بیش از آنکه از محتوای خبر بفهمند، از حال ما بزرگترها تأثیر میگیرند. اگر پدری شبها تا دیروقت اخبار جنگ را دنبال کند و صبح با چهرهای نگران سر میز صبحانه بنشیند، کودک بدون اینکه کلمهای درباره جنگ بشنود، احساس ناامنی میکند. اگر مادری هنگام تماشای اخبار مدام آه بکشد یا درباره آینده مدرسه و امنیت فرزندش با اضطراب حرف بزند، کودک همان اضطراب را درونی میکند. بنابراین اولین گام برای محافظت از روحیه بچهها، تنظیم هیجانی خود بزرگترهاست.
ادامه در صفحه 2