امروز: 1405 شنبه 11 مهر | Saturday 3 Oct 2026 | اِسَّبِت ٢٠ ربيع الثاني ١٤٤٨
به بهانه هفته نیروی انتظامی؛ روایتی در سکوت شب

* حسین یحیایی
مدیر مسوول

امنیت از آن دست نعمت ها است که تا زمان جاری بودن، کمتر به چشم می آید. حقیقت غریبی است؛ انسان تنها زمانی ارزش نفس کشیدن را می فهمد که هوا برای دم فرو بردن تنگ شود و تنها هنگامی قدر سلامت را می داند که بر بستر بیماری بیفتد. امنیت نیز چنین خصلتی دارد. صبحگاهی که با آسودگی درهای خانه را باز می کنیم، فرزندانمان را روانه مدرسه می سازیم، چرخ های تولید و کسب و کار را به گردش در می آوریم و شب هنگام در پناه دیوارهای امن شهر سر بر بالین می گذاریم، شاید کمتر مجالی بیابیم تا بیندیشیم این موهبت بزرگ با چه بهایی فراهم شده است. برای مردمی که به دنبال زندگی، کار، خلاقیت و کارآفرینی هستند، امنیت یک واژه انتزاعی یا یک شاخص آماری در گزارش های سالانه نیست، امنیت برای حیات فردی، اجتماعی و اقتصادی کشور دقیقا مانند نان شب واجب، حیاتی و بی جایگزین است.
هیچ اقتصادی بدون امنیت جان نمی گیرد، هیچ اندیشه ای در فضای ناامنی شکوفا نمی شود و هیچ سرمایه گذاری بدون احساس آرامش حاضر به پذیرش ریسک تولید نخواهد شد. اگر امروز از تاب آوری ملی و حفظ چرخه زندگی سخن می گوییم، زیربنای تمام این واژه ها مفهومی به نام امنیت پایدار است، امنیتی که تولید آن متکی به انسان هایی شریف، صبور و از خود گذشته است.
وقتی از پلیس و مامور حافظ نظم سخن می گوییم، تصویر ذهنی جامعه اغلب به یک خودرو با چراغ گردان، یونیفرمی مرتب، باجه های پاسخ گویی یا سربازی در سرمای سوزان یک پاسگاه مرزی خلاصه می شود. اما این تنها نیمی از قاب تصویر است. نیمه پنهان و بسیار انسانی تر این ماجرا، پشت درهای بسته ای جریان دارد که خانواده های نیروهای انتظامی در آن چشم انتظارند.
مامور امنیت تنها یک فرد در میدان خدمت نیست؛ او امتداد یک خانواده است که تمام شئون زندگی اش با واژه ماموریت باز تعریف می شود. همسری که هر بار با بدرقه شوهرش، نیمی از جانش را پشت در جا می گذارد و نمی داند آیا شب بازگشتی در کار خواهد بود یا خیر؛ مادری که با هر بار زنگ خوردن تلفن دلش می لرزد و کودک خردسالی که عادت کرده است جای خالی پدر را در جشن های تولد، تعطیلات نوروز، روز اول مهر و سفرهای خانوادگی ببیند. زندگی خانواده پلیس، زندگی با انتظار، تعلیق و فداکاری خاموش است. تلفنی کوتاه از یگان خدمتی کافی است تا برنامه ریزی هفته ها و ماه ها برهم بخورد و مرد یا زن خانه راهی ماموریتی نامعلوم شود.
بسیاری از مشاغل با پایان ساعت اداری و کشیدن کارت حضور و غیاب به نقطه پایان روزانه می رسند، اما ماموریت امنیت پایان ناپذیر است. در طول شبانه روز، در کویرهای داغ، در ارتفاعات برف گیر صفر مرزی، در عمق آب های خلیج فارس و دریای خزر، در جاده های پر خطر و لغزنده زمستانی و در شلوغی تقاطع های گیج کننده کلان شهرها، حضور پلیس تداوم دارد.
 خدمت در فراجا فقط حضور در صحنه وقوع جرم و حادثه نیست، بخش اعظم این خدمت، آماده باش فرساینده ای است که ثانیه ها را برای اقدام به موقع شمارش می کند. از دستگیری یک سارق خطرناک و پیگیری ماه ها پرونده پیچیده اقتصادی و سایبری گرفته تا ایستادن ساعت های متمادی در سرمای استخوان سوز جاده برای باز نگه داشتن مسیر تردد مردم، همگی نشان از مسئولیتی دارند که جز با انگیزه خدمت به خلق معنا نمی شود.
کشور ما در سال های اخیر و به ویژه در مقاطع بحرانی و تحولات پیچیده منطقه ای، فشارهای سنگین و متنوعی را در حوزه امنیت تجربه کرده است. در این مسیر، نیروهای انتظامی دوشادوش سایر ارکان دفاعی کشور، نه تنها در مرزها بلکه در عمق شهرها خط مقدم خنثی سازی توطئه ها و تهدیدها بوده اند.
میدان نبرد همیشه جایی نیست که صدای انفجار یا شلیک گلوله شنیده شود. گاهی میدان، همان خیابان آرامی است که تردد در آن باید بدون کوچک ترین دغدغه ای ادامه داشته باشد. میدان، همان محافظت شبانه روزی از زیرساخت های حیاتی، شریان های اقتصادی و مراکز اداری و خدماتی است تا زندگی روزمره نود میلیون ایرانی حتی برای یک ساعت مختل نگردد. حفظ این تعادل و استمرار آرامش در بطن جامعه، نیازمند هوشیاری، سرعت عمل و ایثار تمام عیار بوده است.
در این میان، نمی توان نام بلند شهدای فراجا را از یاد برد؛ دلاورانی که در درگیری با اشرار مسلح، مقابله با باندهای قاچاق مواد مخدر و کالا، کنترل اغتشاشات و ماموریت های گشت زنی شبانه، خون پاک خویش را تقدیم کردند تا امنیت جامعه خدشه دار نشود. چه بسیار جوانانی که یک ماموریت معمولی و روزمره برایشان به آخرین ایستگاه زندگی تبدیل شد تا چراغ خانه های دیگران خاموش نشود.
شاید اگر بخواهیم با ابزارهای حسابداری و خط کش های مادی به شغل پلیس نگاه کنیم، هیچ معادله منطقی برای آن نیابیم. چگونه می توان اضطراب یک تعقیب و گریز مرگبار در تاریکی جاده، روزها چشم دوختن به نقطه ای نامعلوم در پاسگاه های دور افتاده، یا صدمات روحی و جسمی ناشی از مواجهه با خشن ترین جرایم را با مبالغ دریافتی در یک فیش حقوقی سنجید؟
واقعیت تلخ این است که فشارهای اقتصادی و تورم، بار سنگینی بر دوش این قشر فداکار و خانواده های محترم آنان گذاشته است. کسانی که جان خود را سپر بلای آسایش جامعه می کنند، شایسته آن هستند که دغدغه معیشت، مسکن و رفاه اولیه را نداشته باشند. ارتقای سطح معیشت و کرامت مادی نیروهای انتظامی نه یک هزینه اداری، بلکه ضرورتی حیاتی برای تقویت ساختار امنیت ملی است. هر گامی که برای کاهش بارهای معیشتی از دوش کارکنان خدوم فراجا برداشته شود، در حقیقت سرمایه گذاری مستقیم بر پایداری امنیت و آرامش کشور است.
امنیت صرفا یک مفهوم آماری حاصل از تعداد پرونده های مختومه، حجم کشفیات مواد مخدر یا کنترل ترافیک نیست. امنیت یعنی لبخند کودکی که در پارک بازی می کند؛ امنیت یعنی آسودگی خاطر مسافری که دل به جاده می سپارد؛ امنیت یعنی اعتماد کارآفرینی که سرمایه اش را به میدان تولید می آورد؛ و امنیت یعنی آرامش خانه ای که چراغش در دل شب روشن است.
هفته نیروی انتظامی فرصتی ارزشمند برای ادای احترام به انسان هایی است که بیداری را به چشم خریدند تا دیگران آسوده بخوابند؛ ایثارگرانی که نان شب جامعه را با جان فشانی تامین می کنند و با صبوری، بار سنگین حفاظت از وطن را بر دوش می کشند. پاسداشت این خدمت بزرگ، قدرشناسی از ریشه های پایداری ایران عزیز است.

لینک کوتاه:
http://www.tafahomnews.com/fa/Main/Detail/80632
تبلیغات
تفاهم آنلاین
تبلیغات
بعدی
قبلی

پروژه انتقال آب 
از جنوب کشور 
در مسیر اجرا قرار دارد
توسعه 
ارتباطات سیار 
در مدارسقیمت خودرو 
در هفته نخست مهر افزایشی شد
طلای جهانی 
در مسیر ثبت 
دومین کاهش هفتگی متوالی
به بهانه هفته نیروی انتظامی؛
روایتی در سکوت شبمتمم بودجه و شورای عالی کار، دو راه ترمیم قدرت خرید
شوک دو میلیارد دلاری به بازار ارز

تورم با مسکن ارزی درمان نمی‌شودضرورت ایجاد درآمد پایدار
در روستاهااستراتژی فتح بازارهای پربازده
  • شماره 5595
  • 1405 شنبه 11 مهر

30 شماره آخر نشریه

ویژه‌نامه شماره 222