* ناصر رسولی
مردم یک سازمان را فقط با ساختمان، آییننامه و ساختار اداری آن نمیشناسند. گاهی یک پاسخ کوتاه یا چند دقیقه گفتوگو، تصویری از یک مجموعه در ذهن مراجعهکننده میسازد. اخلاق قرآنی میتواند این رابطه را بر پایه عدالت، امانتداری، احترام و مسئولیتپذیری استوارتر کند.
«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ»/«همانا خداوند به عدالت و نیکوکاری فرمان میدهد.»
(سوره نحل، آیه ۹۰)
وقتی مردم وارد یک اداره میشوند، معمولاً ساختارهای پشت آن را نمیبینند؛ با انسانی روبهرو هستند که پاسخ میدهد، تصمیم میگیرد یا راهنمایی میکند. همین ارتباط مستقیم، رفتار حرفهای کارکنان را به یکی از مهمترین جلوههای اخلاق سازمانی تبدیل میکند.
اخلاق؛ فراتر از خوشرفتاری:اخلاق اداری فقط خوشاخلاق بودن نیست. رعایت حق، انصاف، امانتداری، مسئولیتپذیری، حفظ اطلاعات و توجه به حقوق دیگران، از پایههای رفتار حرفهای است.عدالت یعنی امور بر اساس قانون و انصاف پیش برود و احسان گاهی در سادهترین کارها دیده میشود؛ یک توضیح روشن، پیگیری مسئولانه یا راهنمایی درست میتواند نمونهای از آن باشد.
احترام؛ حتی هنگام پاسخ منفی:همیشه نمیتوان پاسخ یک درخواست را مثبت داد. گاهی قانون اجازه نمیدهد یا شرایط فراهم نیست؛ اما نحوه بیان این پاسخ اهمیت زیادی دارد.
قرآن کریم میفرماید:
«وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا»«و با مردم به نیکی سخن بگویید.»(سوره بقره، آیه ۸۳)
میتوان درخواست را نپذیرفت، اما دلیل آن را روشن و محترمانه توضیح داد.پاسخ منفی، الزاماً نباید با رفتار منفی همراه باشد.همین رویکرد ساده میتواند بسیاری از سوءتفاهمهای اداری را کاهش دهد.
مسئولیت، یک امانت استدر نگاه دینی، مسئولیت فقط یک عنوان اداری نیست؛ امانت است.
قرآن کریم میفرماید:
«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا»«خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحبانشان بازگردانید.»(سوره نساء، آیه ۵۸)
در سازمان، امانت فقط پول و اموال نیست؛ وقت مردم، اطلاعات، امکانات عمومی و اعتمادی که به مجموعه شده نیز اهمیت دارد.وقتی هرکس مسئولیت خود را جدی بگیرد، امانتداری از یک مفهوم اخلاقی به بخشی از عملکرد روزانه سازمان تبدیل میشود.
فرهنگ سازمانی چگونه شکل میگیرد؟
فرهنگ یک مجموعه در طول زمان و از کنار هم قرار گرفتن رفتارهای روزمره شکل میگیرد. شیوه مدیریت، تعامل میان همکاران و نحوه مواجهه با مسائل، به تدریج فضای حاکم بر سازمان را میسازد.مدیری که انصاف و احترام را در رفتار خود نشان میدهد، الگوی مناسبی برای مجموعه ایجاد میکند؛ کارکنان نیز با عملکرد خود در شکلگیری این فضا نقش دارند.
پس اخلاق سازمانی، مسئولیتی است که میان همه اعضای مجموعه تقسیم میشود.
از اخلاق تا اعتماد:اعتماد مردم محصول یک رفتار یا یک تصمیم نیست؛ در طول زمان و از تجربههای پیدرپی شکل میگیرد.وقتی پاسخها دقیق باشد، قانون برای همه یکسان اجرا شود و مسئولیتها جدی گرفته شود، تصویر سازمان نیز برای مردم روشنتر و قابلاعتمادتر خواهد شد.گاهی یک پیگیری ساده یا راهنمایی درست، شاید در ظاهر اتفاق بزرگی نباشد، اما برای مراجعهکننده اهمیت زیادی دارد.
اخلاق، وقتی ارزش دارد که دیده شود
اگر اخلاق دینی قرار است در زندگی اجتماعی اثرگذار باشد، باید در رفتار روزمره حضور داشته باشد؛ در اداره، مدرسه، دانشگاه، شرکت و هر محیطی که انسانها در کنار یکدیگر فعالیت میکنند.عدالت، احسان، امانتداری و گفتار نیک، زمانی از مفهوم به عمل تبدیل میشوند که در تصمیمگیری و شیوه انجام وظیفه دیده شوند.مردم شاید همه آییننامهها و ساختارهای یک سازمان را به خاطر نسپارند، اما تجربهای را که از آن مجموعه داشتهاند، به یاد میآورند.اخلاق حرفهای از همینجا آغاز میشود؛ از اینکه درست انجام دادن کار و درست رفتار کردن را دو بخش از یک مسئولیت بدانیم.