* مجید نوید رضایی
روز روستا و عشایر، فرصتی است تا بار دیگر به یکی از مهمترین و در عین حال مغفولماندهترین ارکان توسعه اقتصادی و اجتماعی جهان بنگریم. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، نگاه به روستا و عشایر نه به عنوان یک منطقه حاشیهای و عقبمانده، بلکه به عنوان قلب تپنده تولید، امنیت غذایی و منبعی پایانناپذیر برای نوآوری و کارآفرینی است. روستاییان و عشایر، برخلاف تصور رایج در برخی جوامع در حال توسعه که آنها را افرادی صرفاً مصرفکننده و نیازمند حمایت میپندارند، در واقع مولدترین قشر هر کشوری محسوب میشوند.
آنها هستند که با اتکا به طبیعت و دانش بومی، چرخهای اقتصاد را در سختترین شرایط میچرخانند و میتوانند نقشی بیبدیل در اشتغالزایی و گسترش فعالیتهای کارآفرینانه ایفا کنند. اهمیت این قشر زمانی دوچندان میشود که به مفهوم زنجیره ارزش و امنیت غذایی در جهان امروز نگاه کنیم. روستاییان و عشایر، تنها تولیدکنندگان مواد خام کشاورزی و دامی نیستند، بلکه حافظان تنوع زیستی، منابع طبیعی و میراث فرهنگی ناملموس هر سرزمین به شمار میروند. در کشورهای پیشرفته، سیاستگذاران به خوبی دریافتهاند که سرمایهگذاری در روستا، سرمایهگذاری در پایداری کل کشور است.
به همین دلیل است که بودجههای کلانی برای بهبود زیرساختهای ارتباطی، جادهسازی، اینترنت پرسرعت و خدمات بهداشتی و آموزشی در مناطق روستایی اختصاص مییابد. این زیرساختها نه تنها کیفیت زندگی را بالا میبرد، بلکه بستر لازم برای شکوفایی استعدادها و ایجاد کسبوکارهای نوپا را فراهم میکند. وقتی یک روستایی به اینترنت پرسرعت دسترسی دارد، میتواند محصولات خود را بدون واسطه به بازارهای جهانی عرضه کند، یا با راهاندازی یک کسبوکار خانگی، به یک کارآفرین موفق تبدیل شود.
روستاییان و عشایر به دلیل سبک زندگی خاص خود، دارای ویژگیهای منحصر به فردی مانند تابآوری بالا، سازگاری با شرایط سخت، روحیه همکاری و کار گروهی و احترام عمیق به طبیعت هستند. این ویژگیها دقیقاً همان مواردی هستند که در دنیای کسبوکار امروز، به عنوان مزیتهای رقابتی پایدار شناخته میشوند.
کارآفرینی روستایی میتواند در قالبهای متنوعی ظهور کند؛ از گردشگری کشاورزی و اقامتگاههای بومگردی گرفته تا تولید و بستهبندی محصولات ارگانیک، صنایع دستی، فرآوری گیاهان دارویی و حتی خدمات دیجیتال و دورکاری. در واقع، روستا میتواند به یک آزمایشگاه زنده برای مدلهای جدید کسبوکار تبدیل شود که بر پایه اقتصاد سبز، اقتصاد دایرهای و پایداری بنا شدهاند.
با این حال، پتانسیل عظیم روستاییان و عشایر برای تبدیل شدن به موتور محرکه اشتغال، بدون رفع چالشهای ساختاری و زیرساختی محقق نخواهد شد. بسیاری از مناطق روستایی و عشایری با مشکلاتی چون خشکسالی، کمبود آب، فرسایش خاک، عدم دسترسی به بازارهای منصفانه، واسطهگریهای غیرضروری، ضعف در بستهبندی و برندسازی محصولات و مهاجرت بیرویه جوانان به شهرها دست و پنجه نرم میکنند.
مهاجرت جوانان، که اغلب به دلیل نبود فرصتهای شغلی و درآمدی مناسب رخ میدهد، باعث تخلیه نیروی انسانی مولد از روستاها و افزایش فشار بر حاشیه شهرها میشود. برای مقابله با این چالشها، نیاز به یک رویکرد جامع و چندوجهی است که هم شامل سیاستهای حمایتی دولت و هم مشارکت فعال بخش خصوصی و خود جوامع محلی باشد.
تجربه کشورهای توسعهیافته نشان میدهد که ایجاد تعاونیهای قدرتمند و زنجیرههای تأمین محلی، یکی از مؤثرترین راهها برای توانمندسازی روستاییان است. تعاونیها به کشاورزان و دامداران این قدرت را میدهند که به صورت جمعی محصولات خود را با قیمت مناسبتر به فروش برسانند، نهادههای مورد نیاز خود را با هزینه کمتر تهیه کنند و در فرآیندهای تصمیمگیری سیاسی و اقتصادی مشارکت داشته باشند. علاوه بر این، توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی در نزدیکی مناطق روستایی، میتواند ارزش افزوده زیادی ایجاد کند و از خامفروشی محصولات جلوگیری کند. به عنوان مثال، به جای فروش گوجهفرنگی خام، میتوان آن را به رب، سس یا محصولات فرآوریشده تبدیل کرد و بدین ترتیب، هم اشتغال بیشتری ایجاد کرد و هم درآمد پایدارتری برای روستاییان به ارمغان آورد.
نکته دیگری که در حمایت از این قشر باید مورد توجه جدی قرار گیرد، بحث آموزش و مهارتافزایی متناسب با نیازهای روز است. کارآفرینی روستایی نیازمند دانش مدیریت کسبوکار، آشنایی با بازاریابی دیجیتال، اصول بستهبندی و برندینگ و مهارتهای مالی است. اگر روستاییان و عشایر بتوانند مهارتهای سنتی خود را با دانش مدرن ترکیب کنند، قادر خواهند بود محصولات و خدمات خود را به شکلی حرفهایتر به بازار عرضه کنند. برنامههای آموزشی باید به صورت عملی و متناسب با شرایط بومی هر منطقه طراحی شوند تا بتوانند تأثیر واقعی بر زندگی مردم بگذارند.
در نهایت، روز روستا و عشایر تنها یک مناسبت تقویمی برای گرامیداشت نیست، بلکه یک فراخوان برای تغییر نگاه و بازنگری در سیاستهای کلان اقتصادی است. باید بپذیریم که توسعه پایدار بدون توسعه روستایی ممکن نیست و توسعه روستایی نیز بدون توانمندسازی و مشارکت خود مردم روستا و عشایر محقق نخواهد شد. روستاییان و عشایر مولد سرمایههای اجتماعی و اقتصادی ارزشمندی هستند که اگر به درستی حمایت شوند، میتوانند به عنوان پیشرانهای اصلی اشتغال و کارآفرینی در کشور ایفای نقش کنند. سرمایهگذاری در این قشر، نه یک هزینه، بلکه یک سرمایهگذاری هوشمندانه برای ساختن آیندهای پایدار، امن و شکوفا است. بیایید قدردان این مولدین بیادعا باشیم و با فراهم کردن بسترهای لازم، اجازه دهیم تا استعدادها و توانمندیهای آنها در خدمت پیشرفت همهجانبه کشور قرار گیرد.