* ناصر رسولی
«قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ»
بگو: آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند یکساناند؟(سوره زمر، آیه ۹)
هر سازمانی برای حرکت رو به جلو، به امکانات، برنامه و ساختار مناسب نیاز دارد؛ اما آنچه به این امکانات جان میدهد، انسانهایی هستند که میدانند چه میکنند، چرا آن کار را انجام میدهند و برای بهتر انجام دادن آن، آمادگی یادگیری دارند. پشت هر تصمیم، هر خدمت و هر برنامه، افرادی ایستادهاند که کیفیت کار آنها میتواند مسیر یک مجموعه را تغییر دهد.آیه شریفه سوره زمر، ارزش و جایگاه دانایی را یادآوری میکند. در محیط سازمانی نیز دانش زمانی معنا و اثر واقعی پیدا میکند که از کتاب و کلاس فراتر برود و خودش را در تصمیمها، رفتارها و شیوه انجام کار نشان دهد.
وقتی ندانستن هزینه دارد: در یک اداره یا سازمان، گاهی یک پاسخ نادرست، یک برداشت ناقص از قانون یا یک تصمیم عجولانه میتواند برای مردم و حتی خود مجموعه هزینه ایجاد کند. ممکن است وقت افراد گرفته شود، کاری به تأخیر بیفتد یا مسیری اشتباه طی شود. از همین رو، شناخت قوانین، وظایف و فرآیندهای کاری، بخشی از مسئولیت حرفهای هر نیروی سازمانی است.
قرآن کریم میفرماید:«وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ»
«از چیزی که به آن علم نداری، پیروی مکن.» (سوره اسراء، آیه ۳۶)
این آموزه در فضای کاری نیز حرف مهمی برای گفتن دارد. اگر درباره موضوعی اطلاعات کافی نداریم، پرسیدن، بررسی کردن و استفاده از نظر فرد آگاه، نه نشانه ضعف، بلکه نشانه دقت و مسئولیتپذیری است.گاهی یک پاسخ حرفهای همین است که کارمند بگوید: «اجازه بدهید موضوع را بررسی کنم و پاسخ دقیق بدهم».دانستن اینکه چه چیزی را نمیدانیم، خودش بخشی از دانایی است.
دانش در کنار تجربه معنا پیدا میکند:دانش و تجربه را نباید در برابر یکدیگر قرار داد. تجربه سالهای خدمت، حاصل برخورد با مسائل واقعی و موقعیتهایی است که شاید در هیچ کتابی به همان شکل دیده نشوند. از سوی دیگر، دانش جدید میتواند راههای تازهای برای فهم و حل همان مسائل پیش روی سازمان بگذارد.وقتی نیروی باتجربه آموختههای خود را منتقل میکند و نیروی جوان نیز دانش و نگاه تازه خود را در اختیار مجموعه میگذارد، سازمان از دو سرمایه ارزشمند بهره میگیرد.به همین دلیل، یکی از کارهای مهم هر سازمان این است که زمینه انتقال تجربه، آموزش و گفتوگو را فراهم کند؛ بهگونهای که آموختههای افراد در یک اتاق یا در ذهن یک نفر باقی نماند و به سرمایهای برای همه مجموعه تبدیل شود.
سازمانی که یاد نمیگیرد، از شرایط عقب میماند:قوانین، فناوری و نیازهای جامعه ثابت نمیمانند. روشهایی که شاید چند سال پیش پاسخگو بودهاند، ممکن است امروز نیاز به اصلاح داشته باشند. سازمان هم اگر بخواهد همچنان کارآمد باشد،
باید امکان یادگیری و بهروزرسانی را برای نیروهای خود فراهم کند.البته آموزش زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که در کار روزمره دیده شود؛ یعنی کارمند بتواند مسئلهای را دقیقتر حل کند، مدیر تصمیم سنجیدهتری بگیرد و مراجعهکننده پاسخ روشنتر و مناسبتری دریافت کند.آموزش نباید فقط به برگزاری یک دوره و دریافت گواهی پایان یابد. معیار مهمتر این است که آموختههای جدید، چه تغییری در کیفیت کار ایجاد کردهاند.
دانش وقتی ماندگار میشود که به اشتراک گذاشته شود:اگر تجربه و دانش فقط در اختیار یک نفر باقی بماند، با جابهجایی یا خروج او از مجموعه، بخشی از سرمایه سازمان نیز ممکن است از دست برود.ثبت تجربهها، آموزش نیروهای تازهوارد، انتقال آموختهها و فراهم کردن فرصت گفتوگو میان کارکنان، کمک میکند دانش فردی به سرمایهای مشترک تبدیل شود.در چنین فضایی، رشد یک همکار به معنای کم شدن جایگاه دیگری نیست. برعکس، وقتی یک نفر توانمندتر میشود و تجربه و دانش خود را در اختیار دیگران قرار میدهد، بخشی از توان مجموعه افزایش پیدا میکند.
تصمیم بهتر، از شنیدن دیدگاههای بیشتر میآید:هیچکس همه ابعاد یک مسئله را به تنهایی نمیبیند. هر فرد، متناسب با جایگاه و تجربهای که دارد، بخشی از واقعیت را میبیند. به همین دلیل، مشورت میتواند یکی از راههای رسیدن به تصمیمهای دقیقتر باشد.
قرآن کریم میفرماید:«وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ»
«و کارشان در میانشان بر پایه مشورت است».(سوره شوری، آیه ۳۸)
مشورت یعنی پیش از تصمیمگیری، نظر کسانی را که با موضوع ارتباط دارند بشنویم. گاهی یک پیشنهاد ساده از سوی کارمندی که هر روز با یک فرآیند کاری درگیر است، میتواند نکتهای را روشن کند که در بررسیهای مدیریتی کمتر دیده شده است.
این نگاه البته به معنای کنار گذاشتن مسئولیت تصمیمگیری نیست؛ بلکه کمک میکند، تصمیم با اطلاعات کاملتر و شناخت دقیقتری گرفته شود.دانش زمانی برای سازمان ارزشمند است که در عمل خود را نشان دهد؛ در تصمیم بهتر، رفتار حرفهایتر، حل دقیقتر مسائل و در نهایت، خدمت شایستهتر به مردم.توسعه سازمانی فقط به معنای ساختن ساختمان جدید، خرید تجهیزات یا تغییر نمودار سازمانی نیست. بخش مهمی از توسعه از جایی آغاز میشود که انسانهای یک مجموعه بخواهند یاد بگیرند، تجربههای خود را منتقل کنند، از پرسیدن نترسند و دانستههایشان را در مسیر حل مسئله به کار بگیرند.در چنین شرایطی، دانش دیگر صرفاً یک عنوان یا مدرک نیست؛ به سرمایهای زنده تبدیل میشود که میتواند در رفتار، تصمیم و عملکرد یک سازمان اثر بگذارد.