تفاهم گروه گزارش: بازار ارز در اقتصاد ایران سال هاست که از کارکرد اولیه خود به عنوان ابزار تسویه مبادلات بین المللی فاصله گرفته و به دماسنج نااطمینانی های اقتصادی بدل شده است. صف های طولانی در برابر صرافی ها و تکاپوی شهروندان برای تبدیل ریال به اسکناس های خارجی، تصویر تکراری ماه های پرالتهاب است. پرسش بنیادین این است: آیا هجوم مردم به این بازار عامل بی ثباتی است یا بازتابی طبیعی از سازوکارهای معیوب سیاست گذاری؟
گفتگو با فعالان بازار و صرافان باسابقه نشان می دهد که تقلیل دادن بحران های ارزی به حضور افراد عادی یا برچسب زدن به رفتارهای جامعه، انحراف از ریشه های اصلی مسئله است. در اقتصادی که تورم مزمن بالای چهل درصد به قاعده تبدیل شده و قدرت خرید خانوارها با شتاب کاهش می یابد، تقاضای خرد در بازار ارز ماهیتی واکنشی دارد. سرمایه های خرد برای بقا به دنبال ضربه گیر می گردند و بازار ارز دم دست ترین پناهگاه برای مصون ماندن از موج تورم است.با این حال، ورود این نقدینگی سرگردان به بازار اسکناس، موتور سفته بازی را روشن می کند. هنگامی که چشم انداز روشنی از ثبات اقتصادی وجود ندارد، فاصله میان ارزش ذاتی پول و قیمت بازاری آن به بستری برای نوسان گیری بدل می شود. واسطه ها با موج سواری روی انتظارات تورمی، شایعات را به پیشران تقاضا تبدیل می کنند. در چنین بستری، معاملات غیرواقعی و جابجایی های کاذب شکل می گیرد؛ معاملاتی که تولید ارزش افزوده نمی کند بلکه تنها منابع ریالی را از مسیرهای مولد و کارآفرینی به سمت احتکار دارایی سوق می دهد.
اما سرچشمه این سفته بازی گسترده کجاست؟ صرافان بر این باورند که موتور محرک تقاضای کاذب، تصمیمات غلط اقتصادی و سیگنال های متناقض سیاست گذار است. خلق بی ضابطه پول، ناترازی عمیق نظام بانکی، کسری مزمن بودجه و پافشاری بر نظام های چندنرخی، ریشه های واقعی جهش قیمت هستند. تثبیت دستوری نرخ ارز در برهه های مختلف و سپس رهاسازی ناگهانی آن، شوک های سنگینی به ساختار قیمت ها وارد می کند. سیاست گذار به جای درمان بیماری تورم، غالبا به سراغ معلول ها رفته و با امنیتی سازی بازار یا مسدودسازی مبادی عرضه، تنها عمق بحران را بیشتر کرده است.حضور گسترده مردم در معاملات ارزی بی تردید پیامدهای مخربی دارد؛ این حضور تقاضای احتکاری را تشدید می کند و به چرخه باطل افزایش نرخ و گرانی کالاها سوخت می رساند. اما مقصر دانستن شهروندانی که تلاش می کنند دسترنج خود را از گزند تورم محافظت کنند، فرار از پذیرش مسئولیت سیاست گذاری است.
تا زمانی که موتور تورم ساز سیاست های مالی و پولی مهار نشود و بسترهای امن و سودآور برای سرمایه گذاری مولد پیش روی جامعه گشوده نشود، بازار ارز همچنان میدان تاخت و تاز سفته بازی و پناهگاه ناگزیر دارایی های مردم خواهد ماند. کلید آرامش پایدار در چهارراه استانبول نیست؛ در اصلاح تصمیمات اقتصادی و توقف خلق تورم نهفته است.