* حسن درویشی- مسئول فضای سبز، خدمات و ایمنی شهرداری زاغه
شهر، زنده است؛ نفس میکشد، راه میرود، خسته میشود و نیاز به استراحت دارد. شهروندان، سلولهای زندهی این پیکرهاند و کیفیت زندگی آنها، شاخص اصلی توسعهیافتگی یک شهر محسوب میشود. در این میان، «مبلمان شهری» فراتر از چند نیمکت، سطل زباله، چراغ روشنایی یا المان بتنی و فلزی، زبان گویای مدیریت شهری در تکریم شهروندان است. اما آیا تجهیزات و المانهای موجود در خیابانها، پارکها و گذرهای شهری ما، واقعا پاسخگوی نیازهای واقعی مردم هستند؟
مبلمان شهری؛ آیینهای از هویت و احترام
مبلمان شهری؛ نخستین عنصر ملموسی است که هر مسافر یا شهروندی با ورود به یک فضا با آن مواجه میشود. یک نیمکت استاندارد، یک چراغ پارکی متناسب با اقلیم منطقه، ایستگاههای اتوبوس ایمن و نشانگرهای خوانا، همگی پیامرسان یک نکته کلیدیاند: «اینجا به انسان احترام گذاشته میشود.»وقتی از مبلمان شهری صحبت میکنیم، نباید آن را به خرید انبوه و سلیقهای اقلام کارخانهای تقلیل دهیم. مبلمان شهری باید پیوند عمیقی با فرهنگ، تاریخ و اقلیم هر منطقه داشته باشد؛ بویژه در شهرهایی با بافتهای اصیل و طبیعی خاص، استفاده از طرحهای هماهنگ با طبیعت و هویت بومی، روح تازهای به کالبد شهر میدمد.
چالشهای ملموس در کوچهها و خیابانها
با وجود هزینههای هنگفتی که سالانه از سوی شهرداریها صرف خرید و نصب تجهیزات شهری میشود، متاسفانه همچنان با چالشهای ساختاری جدی روبهرو هستیم:
ناهمخوانی با ارگونومی و استانداردهای انسانی: بسیاری از نیمکتها یا تجهیزات نصبشده، نه تنها راحت نیستند، بلکه از نظر استانداردهای ایمنی و زیستی برای سالمندان، کودکان و افراد دارای معلولیت کاملاً نامناسباند. صندلیهایی که در تابستان داغ و در زمستان یخ میزنند، نمونه بارز بیتوجهی به اقلیم و آسایش شهروندان است.
جانماییهای سلیقهای و بدون پیوست مطالعاتی: نصب سطلهای زباله یا نیمکتها در نقاطی که مانع تردد عابران پیاده میشود، یا برعکس، خالی بودن معابر پررفتوآمد از حداقل امکانات استراحت، نشاندهندهی ضعف در برنامهریزی شهری است.
دوام پایین و فرسودگی زودهنگام: استفاده از مصالح بیکیفیت باعث میشود تجهیزات شهری در,کوتاهترین زمان ممکن دچار فرسودگی شده و به جای زیبایی، چهرهای نازیبا و مخدوش به شهر ببخشند.
مسئولیت اجتماعی مدیریت شهری و مطالبهگری رسانهها
توسعه و بهسازی مبلمان شهری ؛ وظیفه ذاتی شهرداریها و شوراهای اسلامی شهرهاست. اما در این میان، نقش رسانهها و نهادهای مدنی به عنوان پل ارتباطی میان مردم و مسئولان بسیار حیاتی است. رسانهها باید فراتر از بازنشر پروژههای افتتاحشده، به نقد کارشناسی نحوه هزینهکرد بودجهها، کیفیت اجرای طرحها و میزان رضایت واقعی مردم بپردازند.شهری که مبلمان آن با مشورت، نظرسنجی از شهروندان و نگاه کارشناسانه طراحی شود، بیشک شهری انسانیتر، سرزندهتر و آرامتر خواهد بود. هزینه کردن در این حوزه، هزینه نیست؛ بلکه سرمایهگذاری بلندمدت برای ارتقای سلامت روان، تعاملات اجتماعی و تعلق خاطر شهروندان به زادگاهشان است. به امید روزی که صندلیهای پارکها و معابر ما، نه تنها مکانی برای استراحت جسم، بلکه مأمنی برای گفتگو، همدلی و آرامش روح شهروندان باشد.