* علی دادرس
پویاییهای ژئوپلیتیک و دیپلماسی انرژی در حوزه خزر و آسیای مرکزی وارد مرحله حساسی شده است. ترکمنستان به عنوان دارنده ۴.۹۷ تریلیون مترمکعب ذخایر فعال گاز طبیعی و دارنده چهارمین ذخایر بزرگ جهان، سالهاست استراتژی کلان «تنوعبخشی به سبد صادراتی» و «فروش گاز در مرز» را دنبال میکند تا از وابستگی صرف به بازار چین بکاهد. در این میان، برخی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای با طراحی طرحهای دور زدن ایران، بهدنبال خروج جغرافیا و شبکه ترانزیتی کشورمان از کریدورهای اصلی انرژی منطقه بودند.
پروژه خط لوله تاپی (TAPI) که با حمایتهای خارجی برای انتقال سالانه ۳۰ تا ۳۳ میلیارد مترمکعب گاز ترکمنستان به افغانستان، پاکستان و هند طراحی شده بود، به دلیل ناامنیهای مزمن در افغانستان، ابهامات فنی-مالی و چالشهای حقوقی متوقف مانده است. از سوی دیگر، طرح خط لوله ترانسکاسپین (TCP) جهت انتقال گاز خزر به اروپا نیز به دلیل هزینههای سرمایهای سنگین، رژیم حقوقی و زیستمحیطی دریای خزر و ملاحظات ترانزیتی آذربایجان با چالشهای اجرایی جدی روبهروست.با این حال، تعلیق یا کندی این پروژهها به معنای رفع دائمی تهدید یا تضمین منافع ایران نیست؛ انگیزههای ژئوپلیتیکی قدرتهای فرامنطقهای برای دور زدن ایران، تلاش عشقآباد برای تنوعبخشی به مبادی صادراتی و تکاپوی مداوم باکو و آنکارا برای گسترش کریدورهای جایگزین، هر لحظه میتواند با تغییر معادلات سیاسی یا ورود منابع مالی جدید، این طرحها را به مسیر اجرا بازگرداند. بنابراین، هرگونه انفعال و اتکا به “چالشهای ذاتی رقبا” خطایی راهبردی است و حفظ جایگاه کشور، مستلزم کنشگری فوری، ارائه بستههای جذاب سوآپ و ترانزیت و تثبیت قراردادهای بلندمدت با همسایگان است.
ادامه در صفحه 2