تفاهم- گروه گزارش: فناوری هوش مصنوعی دیگر یک مفهوم آزمایشگاهی یا پدیدهای دوردست نیست، بلکه آرام و بیصدا جای پای خود را در تاروپود مناسبات کاری، آموزشی و حتی زیست خصوصی شهروندان محکم کرده است. یافتههای اخیر مرکز افکارسنجی ملت که از سوی مرکز پژوهشهای مجلس منتشر شد، پرده از مختصات نفوذ این ابزارها برمیدارد. طبق این پیمایش ملی، ۴۱.۶ درصد از افراد بالای ۱۵ سال کاربر هوش مصنوعی هستند؛ گروهی که ۱۴.۷ درصد آنان استفاده مستمر دارند و ۲۶.۹ درصد نیز گاهی به این ابزارها رجوع میکنند. در سوی دیگر، ۵۸.۳ درصد جامعه هنوز هیچ پیوندی با این فناوری برقرار نکردهاند. نکته قابل تامل، شکاف میان آگاهی و بهرهگیری است؛ جایی که ۲۵ درصد افراد با وجود شناخت این پدیده، تمایلی به استفاده از آن نشان ندادهاند و حدود یکسوم جامعه نیز اساسا درکی از آن ندارند.
الگوی نفوذ هوش مصنوعی در ایران تابع متغیرهای سنتی سواد و جغرافیا است. دادهها نشان میدهد ، میزان بهرهگیری از ۱۷.۶ درصد در میان افراد زیر دیپلم، به ۶۲.۱ درصد در میان قشر دانشگاهی اوج میگیرد. در عرصه جنسیتی نیز زنان با ۴۵.۱ درصد، حضوری پررنگتر از مردان با ۳۸.۳ درصد دارند. همچنین شکاف دیجیتال میان پایتخت و روستاها چشمگیر است؛ بیش از نیمی از ساکنان مراکز استانها با این فناوری کار میکنند، در حالی که نزدیک به نیمی از روستائیان حتی نام آن را به عنوان یک ابزار کاربردی نمیشناسند. در این میان، بخش خصوصی پیشتاز اصلی میدان است و حدود ۶۰ درصد شاغلان این بخش برای پیشبرد امور خود به سامانههای هوشمند متکی شدهاند. پیشتازی بلامنازع در جعبهابزار ایرانیان نیز همچنان متعلق به چتجیپیتی با سهمی نزدیک به ۷۹ درصد در میان کاربران است. انگیزه مراجعه به هوش مصنوعی فراتر از سرگرمی رفته و به محرک رشد فردی و شغلی بدل شده است. مهارتآموزی با ۳۰.۵ درصد و امور شغلی با ۲۸.۹ درصد، مهمترین دلایل ورود کاربران به این سامانهها هستند و مشاورههای حقوقی، پزشکی و فعالیتهای پژوهشی در ردههای بعدی قرار دارند. تفکیک جنسیتی اهداف نشان میدهد ،مردان عمدتا بر کارکردهای شغلی تمرکز دارند، در حالی که زنان سهم بالاتری را به مشاورههای فردی، پزشکی و حتی گفتگوهای همدلانه اختصاص دادهاند. نکته شگفتانگیز این پیمایش، اعتماد بالای کاربران است؛ به گونهای که بیش از ۷۰ درصد استفادهکنندگان، پاسخهای این ابزارها را دقیق و معتبر ارزیابی میکنند.با وجود این اقبال شتابان، هراس از پیامدهای ناشناخته هوش مصنوعی در بدنه جامعه احساس میشود. فرسایش تفکر نقادانه و زوال مهارتهای انسانی با سهم ۳۶.۱ درصدی، در صدر دغدغههای ذهنی کاربران نشسته است. خطر تولید دادههای گمراهکننده، امنیت شغلی و احتمال افشای دادههای محرمانه نیز نگرانیهای بعدی را شکل میدهند. این تصویر دوگانه از شیفتگی و بیم، ضرورت بازنگری در برنامههای سیاستی را آشکار میسازد. گسترش پایدار هوش مصنوعی در گرو پر کردن شکافهای دانشی، تدوین قوانین حامی دادههای خصوصی و ارتقای سواد فناوری است تا همزمان با استقبال از تحول دیجیتال، عاملیت انسانی و قدرت تحلیل جامعه محفوظ بماند.